فرشته زخمی یکی از معروف‌ترین اثر نقاش فنلاندی هوگو سیمبرگ که در سبک نمادگرایی فعالیت می‌کرد است. فرشته‌ی زخمی درسال ۱۹۰۳ و با تکنیک رنگ روغن و در ابعاد ۱۵۴*۱۲۷سانتی‌متر کشیده شد و این اثر در سال ۲۰۰۶ به عنوان نقاشی ملی فنلاند انتخاب شد.

با نگاه کردن به نقاشی فرشته زخمی متوجه تاکید نقاش بر بیان مفهومی ورای آنچه که به ظاهر می‌بینیم فارغ از ایجاد جلوه‌های بصری و استفاده از رنگ و نور می‌شویم تمایل هوگو (و اکثرنقاشان این سبک) را به استفاده از پالت رنگ‌های خنثی یا بی‌روح و استفاده از رنگ بگونه‌ای نازک و حجم کم متوجه می‌شویم و گویی نقاش از واقعیات عینی دور شده و به واقعیات ذهنی بیشتر پرداخته است از این رو به جزییات ظاهری کمتر توجه کرده است و در پی بیان واقعیت درونی و حقایق والا از طریق نشانه و کلیدهاست و هوگو به جای استفاده از ارتباط تک به تک و مستقیم از روش پیشین ایکونوگرافی بهره گرفت و سعی کرد تا از اختلاف‌های مختصر و ظریف برای اظهار نظرهای شخصی بهره بگیرد.

می‌توان گفت این سبک نقاشی (سمبولیسم) را به عنوان جلودار سبک مدرنیست جایی که مفهوم و ابزارهای ابستره برای بیان حقایق روانشناختی یک ایده در پس دنیای فیزیکی آن توسعه یافت دانست و نقطه متقابلی با سبک‌های هم عصر از جمله (امپرسیونیسم و رئالیسم) که تلاشی برای بیان آنچه که هست با تاکید زیاد بر جلوه‌های نور و رنگ و فضا می‌پرداختند است.

هنرمندان بر این باورند که طبیعت و هر آنچه که هست از زندگی روحی خودمان است، ماییم که حس می‌کنیم و نقش روح خود ماست که در اشیا منعکس می‌گردد. وقتی انسان مناظری را که دیده است و درک کرده، مجسم سازد، در حقیقت اسرار روح خود را بر ملا می‌کند. تمام طبیعت سمبول وجود زندگی خود انسان است هنرمندان این سبک با استفاده از موضوعاتی مثل قهرمانان، زنان، حیوانات و مناظر و… برای بیان مفاهیم: مرگ، ترس و وحشت، عشق، دنیای رویایی، سودا و دیوانگی، شیطان، مذهب و مضامینی رمزآلود استفاده کرده‌اند و به وضوح می‌توان ریشه‌های مذهب‌گرایی این سبک را در آثار هنرمندان که از عرفان مذهبی و اسطوره‌های یونان و داستان‌های مذهبی در کتاب‌های مقدس ازجمله انجیل بهره جستند را دید. فرشتگان در تمام مذاهب دینی بهترین مخلوقات الهی هستند که برای محافظت از سایر مخلوقات آفریده شده‌اند.

فرشته که نماد آزادی و آزادگی است و بال‌های فرشته که محقق کننده حس آزادی است حال در این نقاشی بال‌های فرشته زخمی شده که بیانگر عدم آزادی روح انسان‌ها در دنیای واقعی و پرتعلق امروزی است.

ازطرفی فرشته نمادی ازکمال مطلوب است که در این اثر در جدال بین کمال طلبی و امیال دنیوی و واقعیت مجروح می‌شود در واقع می‌توان به اینگونه برداشت کرد که دراین نقاشی دو کودک که یکی به روبرو یا مخاطب نگاه می‌کند که این هوشیاری کودک می‌تواند دلیلی بر توجه او به معنویات و روح انسان کمال‌جو باشد و دیگری که بسیار جدیست و بی‌تفاوت به اطراف یا بیننده می‌تواند انسان مادیگرا باشد که در هر دو صورت این انسان است که با کمال طلبی بیش از حد و یا غرق در مادیگرایی روح پاک و کمال‌گرای مطلوب در خودش را آزار می‌دهد و می‌خراشد و مجبور به حمل روحی زندانی و بیمار و مجروح که وظیفه‌ی حفاظت از جسم او را داشت می‌شود و در واقع روح والا و محافظ جسمش را زندان بدن محبوس می‌کند.

و از منظری می‌توان این نقاشی را که به عنوان سمبل کشور فنلاند انتخاب شده اینگونه تفسیر کرد که فرشته که نماد آزادی کشورفنلاند است در حمله بوسیله شوروی‌ها زخمی شده اما علارغم عدم توازن قوا و خشونت مفرط شورروی‌ها نتوانستند استحکامات این کشور را در هم بشکنند و به این کشور تجاوز کنند و در نهایت روح این کشور که بوسیله‌ی جوانانی قوی، آگاه و جدی در حال حمل است مداوا شد و این پیروزی را مدیون مردم فنلاند است!