تئودروز ژریکو نقاش فرانسوی برجسته‌ای است که خیلی زود به جایگاه خود در نقش یکی از استعدادهای برتر نقاشی در دنیا دست یافت. ژریکو یکی از درخشان‌های دوره رمانتیسیسم بشمار می‌رود که حتی با آنکه پس از ۷ سال از خلق شاهکار جاودانه‌اش درگذشت اما توانست نقش خود را به کمال در نقش یک نقاش پیشرفته ایفا کند. عمده‌ترین شهرت ژریکو اما به اثری باز می‌گردد که در ۲۵ سالگی آن را خلق نمود.

کلک مدوسا اثری جاودانه است که در سال ۱۸۱۹ و در ابعاد تقریبی ۵ در ۷ متر با رنگ روغن بر روی بوم، کشیده شد. این اثر که در لوور نگهداری می‌شود، نمایش تعدادی از بازماندگان ناو مدوسا است که بر روی تخته پاره‌های خلیج آرگوین سنگال رها شدند. خبر این اتفاق توسط همین بازماندگان منتشر شد و به اعتراضات و حرکات سیاسی دامن زده شد و نقطه عطفی در شرایطی خاص در تاریخ فرانسه را رقم زد. این تابلو نمایشی مشخص از حادثه واقعی تاریخی است و گزارشی از ۱۳امین روز تلاش بازماندگان این ناو برای زندگی است.

اشاره‌ی شخصیت‌ها به دور دست، دست و پارچه تکان دادن و رمق رو به پایانی که که در چهره مردی که دستش رو به دریا و خودش پشت به آن است، در قالب امید دیده می‌شود، حاکی از سعی بازماندگان برای نجات یافتن توسط کشتی در حال گذر است. این اثر به شکل عجیبی تنه به مستندسازی می‌دهد. اما الگوها و تصمیم‌های ژریکو این اثر را از صرف یک اثر مستند جدا می‌سازد. از بارزترین ویژگی‌ها در این اثر، نور و رنگ است. پالت رنگی زرد این اثر که یادآور کاراواجو نیز است؛ متشکل از رنگ‌هایی از تنالیته قرمز، زرد، قهوه‌ای و سیاه، در کنار درخشانی و کنتراست نوری ویژه این اثر که بر روی هر پیکرواره دیده می‌شود، اثری زنده و ویژه را خلق کرده است که نورپردازی آن اغراق‌آمیز و تا حدودی غیر واقعی است.

نکته‌ای که در کنار بسیاری دیگر از ویژگی‌ها ، تلاش‌هایی برای بر هم شکستن نظم و زیبایی شناسی کلاسیک است. با این حال رگه‌های میکلانژِی این اثر نیز غیرقابل کتمان است. نکته درخور توجه دیگر این اثر، ترکیب‌بندی ویژه‌ای را نیز در خود می‌بیند. خط کلی ترکیب‌بندی این اثر در دو سو به شکل دو هرم است که در دو سوی اثر هارمونی و تناسب و وزن تابلو را حفظ می‌کند و سبب ایجاد تعادلی درهم تنیده در اثر شده است. یکی از این دو هرم، که واضح دیده می‌شود یکی از ۳ وجهش از گوشه سمت راست پایین، به سمت چپ بالا و ضلع دیگر از گوشه چپ پایین، دو کابل نگهدارنده بادبان و سومین ضلع را تیرک می‌سازد، هرمی متمایل با گوشه بالایی سمت چپ. هرم دیگر اما انسان‌ها و بازماندگان هستند که نحوه در هم ریختنشان سبب شده تا هرمی متمایل به گوشه بالای سمت راست ایجاد کنند که به مرد سیاهی که پرچمی را در دست تکان می‌دهد ختم شود، بادبان نیمه جان و مرد سیاهپوست پرچم به دست، دو نقطه راس هرم؛ دو نقطه امید انسان‌هایی هستند که به نحوی به دنبال فرار از خشم طبیعت هستند، خشمی که در این اثر نه به شکل مستقیم، بلکه با اشاره به وضعیت دینامیک فیگورها و چهره‌های درهم کشیده و رنجور نمایش گذاشته شده تا یکی از دراماتیک‌ترین تابلوهایی رمانتیسیسم که شروعی برای این سبک در نقاشی فرانسه بود خلق شود.