نگاهی به مجموعه‌ی حسرت بُن، آثارِ نقاشیِ فروزان سلیمانی

نقطه عطف عمر هنری او، نمایشگاه نقاشی‌اش در درسدرن آلمان و پیش از آن تاسیس موسسه هنری مقیم در مچاله با همراهی همسرش بوده است؛ ۲ اتفاقی که بیش از هرچیزی سبب شد تا فروزان سلیمانی در عین جوانی به یکی از درخشان‌ترین و مستعدترین بانوان نقاش ایرانی تبدیل شود. فروزان سلیمانی متولد سال ۱۳۶۸ در کرج ایران است. او که دارای مدرک کارشناسی هنر است و تحصیلات آکادمیک‌اش را در این زمینه طی کرده است، مدرس توانمند نقاشی است که بیش از ۶۰ نمایشگاه داخلی و خارجی برای هنرمندان جوان‌تر برگزار کرده است تا مدرسه هنر او، یکی از پویاترین مدارس منطقه باشد.
یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های منتشر شده توسط فروزان سلیمانی، مجموعه حسرت است که نام آن برگرفته از نام گلی است که در اسفند ماه می‌روید، پیغام‌آور بهار است و اما قبل از دیدار و رسیدن بهار، در حسرت بهار، از بین می‌رود و در سال ۲۰۱۹ منتشر و برای اولین بار در نمایشگاه گالری ایسو به نمایش در آمد. تمام آثار این مجموعه با تکنیک رنگ روغن بر روی بوم کشیده شده‌اند و از سایزهای عادی بسیار بزرگترند، در حدی که تا حدودی مقیاس نقاشی دیوار دارند. با اینحال و با این ابعاد، پرداخت جزییات در آثار این مجموعه سلیمانی بسیار درخشان است. توجه سلیمانی به بافت‌ها، کیفیت رنگ و خطوط و پرداخت‌های حالات چهره سبب شده تا این آثار در مرز باریکی برای رئالیسم مفهومی قرار بگیرد.
فروزان سلیمانی، همچون بسیاری از دیگر آثار و مجموعه‌هایش، در حسرت بن نیز تمرکزش پیرامون مسئله زنان قرار گرفته است. این از آن مسائلی است که شاید دریافتش نیازمند تلاشی نباشد، چرا که بطور ویژه‌ اکثر شخصیت‌های آثار سلیمانی را زنان تشکیل می‌دهند و او سوژه‌های خود را در میان مفهوم و حادثه مورد نظر روایت می‌کند و جهان‌بینی کاملا زنانه‌ای را از دل رویدادها بیرون می‌کشد. سلیمانی در مجموعه حسرت بن، دست روی سوژه جنگ گذاشته است و به مسئله جنگ از دید زنانی که هر کدام به نحوی قربانی این مسئله بوده‌اند نگریسته است. برای سلیمانی زنان در جنگ، بیش از هر چیز در معرض آسیب‌های روانی و عاطفی قرار می‌گیرند و آنچه که می‌بایست در نقش مدافع قرار بگیرند؛ ویرانه‌هایی هستند که در مقام ایستادگی برای آخرین سنگرهای خود قرار می‌گیرند، دفاع از ریشه‌های از دست رفته عاطفه، آنجا که دنیایی از آرزوها و امیدها، در میان خنده‌های بلند رو به فراموشی سپرده می‌شود. این نگاه را در هر سه اثر مورد نظر در این نوشته می‌توان دید. در اثر شماره ۱، زن جوانی را در بیابانی دور و خشک شاهد هستیم که موشک کاغذی را به سمتی نشانه گرفته است. حفره‌های گاه و بیگاه پر و خالی از آب در بیابان، زن در لباس میهمانی یا لباس خانگی، و آتش سوزی‌ای که در دوردست نور آن را می‌بینیم، هر سه نماینده‌ی ویرانگی‌ای از جنس جنگ‌ها و آسیب‌ها هستند، وقتی که خانه‌ها ویران می‌شوند و شهرها به تپه‌ها تبدیل، در مقام یک مدافع، شخصیت زن؛ موشک کاغذی نمادینی را در دست گرفته و با نگاهی خیره و در هم آن را آماده پرتاب می‌کند، موشک کاغذی که یادآور خاطره‌های کودکی است و هم کاغذ نمادی از نوشتن و نویسندگی، همگی جمله‌هایی از تخلیه و نجات احساسی و عاطفی هستند، جایی که زن با عاطفه به مقابله با خشونت‌های ذاتی و حاصل جنگ می‌پردازد و نگاهش به سمت افق دور در تصویر، نگاهی پر از حسرت به آنچه که از دست می‌رود است. متناظر همین تابلو، اثر دیگری نیز در همان فضاسازی به چشم می‌خورد. در بیابانی ناشی از ویرانگی‌های جنگ، زن دیگری با لباس‌های مدرن‌تر و مردانه‌تری باز هم در همان فضا نشسته است. پشت سر فیگور، بجای شعله‌های آتش، کلبه موقت و نیمه سالمی به چشم می‌خورد. نکته قابل توجه در اینجا را می‌توان به تفاوت زمانی دو اثر برای حوادث یک جنگ دانست، در حالیکه تابلوی اول بیشتر شبیه به زمان حین جنگ است، اما تابلوی دوم بنظر تصویری از دنیای باقیمانده از جنگ در روزهای ابتدایی پایان جنگ است؛ زماینکه هنوز تب و تاب جنگ فراوان است، زخم‌هایی که به دلیل التهاب‌های جنگ دیده نمی‌شدند سر باز کرده‌اند و دردها شروع می‌شوند. زن نشسته که به جهت مخالف تابلوی اول نگاه می‌کند، دستانش را مانند حالت نگه داشتن کودک – یا برای شیر دادن – گرفته است و دستانش خالی است، دست راست زن به همان سمتی اشاره دارد، که موشک در تابلوی اول اشاره دارد، سمت راست تابلو و چپ زن، که بنظر سمت دشمن است. دستان زن مانند تفنگی ژست گرفته شده‌اند. همچنین چشم‌های بسته زن که به سمت مخالف است، حالتی از رویاپردازی توامان با درد و رنج را در چهره مچاله زن ایجاد کرده است، این رویاپردازی می‌تواند تصویری برای آینده یا گذشته باشد.
در خوانش این اثر می‌توان دو تصویر را در کنار هم مشاهده نمود، یکی زنی که با آرزوی داشتن کودکی و تربیتش برای انتقام است، و دیگری مادری که فرزندش – و شاید عاطفه‌اش در مجاز از فرزند، برای بیان اوج نقطه عاطفی یک زن – قربانی جنگ شده است، در حالیکه در خیال خود فرزندش را در دستانش دارد به انتقام از دشمن فکر می‌کند.
اثر دیگر این مجموعه که بسیار قابل توجه است، تابلوی دختر بچه‌ای است که ماهی قرمز کوچکی را در دست دارد. این اثر شاید یکی از نزدیک‌ترین تصاویر به نام مجموعه – حسرت بن – باشد. ماهی قرمز در فرهنگ ایرانی، نمادی از فرا رسیدن بهار و عید است که در روزهای منهتی به بهار وارد خانه‌ها می‌شود؛ وقتی که تمام شادی‌ها فرا می‌رسند و بهار در پس زمستان وارد می‌شود و سرما به پایان می‌رسد. این اثر نیز در خوانش، اثری است که می‌توان به آن از چند جنبه نگاه کرد. یکی شادی‌ها و امیدها و آرزوهایی که حتی در زمان جنگ نیز ادامه پیدا می‌کنند و به عنوان سپری عاطفی برای مقابله با شرایط جنگ بکار می‌روند و دیگری امیدهایی است که در معرض جنگ، جایی جز زباله‌دان تاریخ ندارند و محکوم به نابودی‌اند. در این اثر در یک پرسپکتیو بسیار قدرتمند و در زاویه‌ای مبالغه‌آمیز، از نگاهی از پایین دختر بچه با ماهی قرمز بهار را می‌بینیم و دهانی که از خنده باز است و شادی و بازیگوانه کودکانه‌ای را یادآور می‌شود؛ تصویری از یک عاطفه جوان و بازیگوش در سرزمین رویاهای زندگی. در سمت چپ و بالای اثر دو هواپیما دیده می‌شود. نکته قابل تامل اینست که هواپیمایی که جلوتر می‌رود، بیشتر شبیه به هواپیماهای مساقربری است، بر مخاطب آشکار نیست آیا این یک تصویرسازی آگاهانه است یا اشتباه نقاش در عدم آشنایی به هواپیماهای نظامی و جنگی. این تصویر پارادوکسیکال کودک و هواپیماهای جنگی، دو نقطه مقابل هستند، جایی که عاطفه به سمت بهار و سبزی پیش می‌رود اما این سایه شوم جنگ است که به سرکوب شادی و عاطفه عظیم دختر بچه شتافته است؛ هرچقدر هم که با زاویه انتخاب شده توسط نقاش هواپیماها کوچک و ناتوان و دختر بچه اثر مورد نظر عظیم‌الجثه و قدرتمند بنظر برسد، تا جایی که انگار وسایلی برای بازی هستند.
نکته قابل توجه در هر سه اثر که در ابتدا نیز به آن پرداخته شد، توجه سلیمانی به جزییات اثر است. در هر سه اثر پرداخت تکنیکی سلیمانی به آثار فوق‌العاده ظریف و قابل تصور است، از این نظر اثر سلیمانی را می‌توان با درخشان‌ترین کارهای رئالیسم مقایسه کرد، هرچند سلیمانی در لایه‌های ابتدایی رئالیسم باقی نمی‌ماند اما از تظاهر قدرت تکنیکی‌اش نیز کوتاه نمی‌آید. این حجم از جزییات نه تنها شخصیت‌پردازی و فضاسازی‌های آثار او را قابل درک‌تر، دوست داشتنی‌تر و پذیراتر می‌کند بلکه برای مخاطب نیز زیباتر بنظر می‌رسد. توجه سلیمانی در رنگ‌ها و سایه‌ها، نورها و حتی بازتاب‌های چاله‌های آب بسیار در خور توجه است، به نحوی که حتی اگر مفاهیم پیرامون اثر مطرح نبود، این مجموعه از نظر تکنیکی و پرداختی نیز بسیار مجموعه قابلی بحساب می‌رفت.
حسرت بن که از آخرین مجموعه‌های فروزان سلیمانی جوان است اعتبار درخشانی برای او به همراه داشته است و از ستوده شده‌ترین مجموعه‌های این هنرمند جوان و جویای نام است، هرچند بنظر سلیمانی در این آثاراز مدل‌های واقعی استفاده کرده است و بخشی از جزییات پردازی‌اش را نیز مدیون همین مورد است، اما با این اوصاف چیزی از کیفیات آثار سلیمانی و تسلط او بر روی بوم و جهان نقاشی روز کم نمی‌شود، خصوصا که با تکیه بر زنانگی‌اش، احتمالا احترامی نیز در این باره، خواهد اندوخت.

صفحه‌ی اینستاگرام خانم فروزان سلیمانی