نگاهی به مجسمه آزادی اثر الکساندر گوستاو ایفل

الکساندر گوستاو ایفل یک مهندس ساختمان و معمار و متخصص سازه‌های فلزی در فرانسه بود که علت شهرت وی به جهت طراحی برج ایفل بود.

مجسمه آزادی در ایالات متحده آمریکا توسط فردریک آگوست بارتولدی طراحی شد و توسط الکساندر گوستاو ایفل در شهر نیویورک آمریکا ساخته شد. نام رسمی این مجسمه《آزادی روشنگر جهان》است مجسمه‌ای بطول ۴۶ متر که در سال ۱۸۸۶ توسط فرانسه به عنوان نماد دوستی به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شده است این مجسمه که با رویه‌ای از مس پوشش یافته که شخصیت زنی است بنام لیبرتاس الهه روم که اغلب سمبلی برای برده‌های آزاد شده است در حال گام برداشتن است و دور سرش را ۷ اشعه نورانی فراگرفته است و در دست چپش یک لوح سنگی که به شماره‌های رومی نشانگر ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ که تاریخ استقلال آمریکا است و در دست دیگرش مشعلی فروزان قرار دارد و لباس رومی او اشاره به شخصیت انسانی او دارد. این تندیس به عنوان بنای یادبود ملی در آمد و این تندیس در آمریکا برای  خوش آمدگویی و استقبال مسافرانیست که به آمریکا می‌آیند.

۷ اشعه نورانی دور سر بانو نماد ۷ قاره جهان و ۷ اقیانوس جهان است که مفهوم آزادی جهان است و یک پای او در زنجیر است که این زنجیر نماد الغای بردگی است. در فرانسه که کشور آزادی بود و سعی کرد به آمریکا کمک کند تا قانون بردگی را لغو کند و این مجسمه اهدایی فرانسه گویی نماد پایان دوره برده‌داری در کشور آمریکا است. این مجسمه گویی مادر مردم آمریکاست که نماد آزادی و صلح و استقلال است و مادر تمام بردگان آزاد شده جهان است.

این مجسمه یک تندیس ساده نبود بلکه نماد اسرارآمیزی از یک جریان منفی بود که سال‌ها بعد نبض حیات اساسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی جهان را به‌دست گرفت.

شعله آتش در دست بانویِ آزادی نماد احترام است گویی مشعل در دست او تا پایان عمر از کوشش باز نمی‌ایستد و انسان هم باید مانند آتش فعال باشد و همچنین گویی آتش بس برده‌داری است و یا گویی از طریق آتش که بالاترین قسمت او قرار دارد به افرادی که در دوردست‌ها او را می‌بینند می‌گوید اینجا سرزمین آزادی است. در چهره او می‌توان غرور و افتخار را دید و از فرم گرفتن آتش در دستش می‌توان محکم بودن و پایدار بودن و استواری را دریافت. وجود نماد  ۷ قاره و ۷ اقیانوس جهان گویی او در بردارنده آزادی تمامی جهان در خود است. به اعتقاد بسیاری از منتقدان ریشه تاریخی نماد مجسمه مربوط به ماجرای آتش کشیدن تخت جمشید به دستور اسکندر توسط زنی با مشعل آتش است.

بیشتر مجسمه‌ها از فرم‌های بازنمایانه و انسانی و ارگانیک تشکیل شده‌اند که پیکر انسان‌ها فرم بازنمایانه تصویر شده‌اند. این مجسمه طیف گسترده‌ای مفاهیم را به بیننده ارائه می‌دهد و پیوسته بر اهمیت ساختار شکلی و زیباشناسی اثر هنری تاکید دارد.

این اثر هنری واسطه‌ای برای دوباره دیدن خویشتن انسان است. با اینکه بزرگ گرفتن مجسمه‌ها فضاهای مرده بسیاری را می‌تواند ایجاد کند ولی با هوش و ذکاوت سازنده این حس القا نمی‌شود. فضای قرارگیری پیکره بخش مهمی از ساخت مجسمه است که پیکره با توجه به فضای پیرامون و محل نصب خاص خود معنا میابد که این مجسمه در بهترین حالت قرار دارد.