در حوالی فصل بهار سال ۱۹۴۸ دیوید سیمور که اغلب با نام هنریش ” چیم ” شناخته می‌شود، از یونیسف به عنوان خبرنگار و فتوژورنایست ماموریت یافت تا از کودکان ۵ کشور اروپایی که از جنگ جهانی دوم جان سالم بدر برده بودند گزارشی مصور تهیه کند، این کودکان بالغ بر ۱۳ میلیون کودک اروپایی را شامل می‌شدند که بیشتر آنها بی‌خانواده، بی‌خانمان و آواره، معلول و آسیب دیده جسمی و دارای مشکلات روحی روانی بودند. سیمور که آن روزها ۳۷ سال سن داشت، عکاسی انسان‌گرا و جنگ ستیز بشمار می‌رفت که یک سال قبل در تاسیس آژانس مگنوم فوتوز نیز حضور داشته است. اگرچه سیمور هرگز فرصت نکرد تا تولد ۴۵ سالگی‌اش را ببیند، اما تلاش‌ها و شور و علاقه‌اش در همان سال‌های کم فعالیت هنری‌اش سبب شد تا از او آثار بشدت تاثیر گذاری باقیمانده باشد. یکی از تاثیرگذارترین عکس‌های او که در پروژه کودکان یونیسف جای دارد، ترسکاست. این تصویر یکی از تکان دهنده‌ترین عکس‌هایی است که جنگ را با بدترین ابعاد روانی‌اش به نمایش می‌گذارد. کودکی در حالی تخته را آشفته و دیوانه‌وار خط خطی می‌کند که معلمش از او خواسته بود خانه‌ای بکشد و این عبارتیست که بالای خط خطی‌های او نیز به چشم می‌خورد. ترسکا کودک هفت یا هشت ساله در مدرسه مخصوص کودکان عقب افتاده و افسرده است که نمی‌تواند نقاشی و تصویری درست از خانه را ارائه بدهد. ترسکا دختر ژان کلمنز از فعالان شکنجه دیده سیاسی لهستان بوده که در طول بمباران ورشو ویرانی خانه‌اش را دیده و در اثر اصابت گلوله به سرش، دچار آسیب دیدگی مغزی گردید. ترسکا سال‌های بسیاری از عمرش را در آسایشگاه‌های روانی بسر برد. ترسکا به عنوان نماد کودکان فروپاشیده ناشی از جنگ، تصویری بسیار تاثیرگذار را در قاب تصویر سیمور ساخته است. چهره مضطرب، نگاه نافذ، عدم تقارن چهره کودک و برگشتنش به سمت دوربین فضایی پر از تهدید و التهاب را ساخته است که بیننده این عکس در اولین لحظه اضطراب و بی‌قراری که جنگ در روان کودکان بجای می‌گذارد را در چهره کودک در می‌یابد. کنتراست نوری شدید این تصویر، مرزی میان سفیدی و سیاهی ایجاد می‌کند، و در کنار تخته سیاه و لباس ترسکا، فضای خط خطی به همراه چهره ترسکا به شکل اغراق‌آمیزی سفید و روشن هستند تا نحوه گردش چشم در عکس، تمرکز دیداری را بر روی نقاط تاثیرگذار یعنی چهره ترسکا و خانه‌ای که کشیده است قرار دهد. حتی سیمور قاب تصویر را بر روی نصفه تخته بسته است؛ زیرا بیرون از آنچه که ترسکا به عنوان خانه کشیده چیز دیگری اهمیت ندارد؛ چرا که جنگ حاشیه نیست، جنگ در متن زندگی و بدون ذره‌ای شوخی آسیبش را وارد می‌کند، آسیبی که گاه حتی کمی قابل جبران نیست و یک عمر باقی می‌ماند!



مطالب مرتبط