در طول تاریخ هنر، آثار بسیاری در زمره آثار ناتمام قرار می‌گیرند، آثار ناتمامی که در دل برخی از آنها شاهکارهایی نهفته است که اگر خالق اثر شاید آن را در می‌یافت هرگز این آثار را نیمه کاره رها نمی‌کرد. یکی از زیباترین آثار نیمه کاره تاریخ هنر سمفونی شماره ۸ ( در برخی شماره گذاری‌ها سمفونی شماره ۷ ) فرانتس پیتر شوبرت است. شوبرت آخرین آهنگساز نامدار سبک کلاسیک رمانتیک بشمار می‌رود. این آهنگساز که ۳۱ سال بیشتر عمر نکرد؛ در طول این عمر کوتاه اما آثار بسیار زیبایی در سمفونی‌ها، کوارتت‌ها، ترانه‌ها و تریوها بوجود آورده است. یکی از نقاط عطف زندگی این آهنگساز برجسته ابتلایش به بیماری سیفیلیس بوده که تقریبا همزمان به سرایش سمفونی ناتمام ۸ رخ داده است و سبب عمیق‌تر شدن آثار این آهنگساز شده. آهنگسازی که در بسیاری از آثارش تمایلات آوازی او را به سادگی می‌توان دریافت هم اکنون در جوار لودویگ وت بتهوون آرمیده است.

او سمفونی ناتمام ۸ را در دو موومان نوشت و هرگز فرصتی برای نوشتن دو موومان بعدی و فینال کار نیافت، هرچند بهتر است بگوییم هرگز تمایلی برای تکمیل این سمفونی نداشت؛ چرا که به نظرش با اقبال عمومی هرگز مواجه نمی‌شد. بنابراین شوبرت این سمفونی را که در سال ۱۸۲۲ شروع به تصنیف آن نمود، با ۲ موومان کامل و طرح‌های مقدماتی موومان سوم ( اسکرتسو ) رها کرد. اثری که با اجرای دو موومان اول مشخص شد آهنگسازش تا چه میزان در قضاوت آن اشتباه کرده است. این اثر اکسترال سمفونی نیاز به ارکستری بزرگ داشت و سازبندی اثر، مجموعه گسترده‌ای از سازها را شامل ۲ فلوت، ۲ ابوا، ۲ کلارینت، ۲ فاکوت، ۲ هورن، ۲ ترومپت، ۳ ترومبون از خانواده سازهای بادی ( چوبی و برنجی )، تیمپانی از خانواده کوبه‌ای‌ها، ارکستر زهی سلو، ویولن و … را شامل می‌شود.

این اثر شروعی هشت میزانی آغازین توسط ویولنسل‌ها و کنترباس‌ها دارد که اتفاقی بی‌نظیر برای شروع یک آلگرو سمفونی بشمار می‌رود. این موومان در تمپوی آلگرو مدراتو با کمک سازهای زهی، ابوا و کلارینت اجرایش را در فرم سونات پی می‌گیرد. در واقع تا مرحله تکنوازی سازهای بادی بخش اول و پس از آن بخش دوم این موومان است که ابتدا در همان فرم پر نشاط الگرو است، اما تدریجا غمگین شده و اثر را تراژیک می‌کند، سپس در پایان سکوت، ارکستر بصورت کوبشی و منقطع با استفاده از نت‌های مقطع و پر قدرت آغاز می‌کند. این موومان ترکیبی از هیجان، خشم ، غم و ناامیدی است که در ترکیب و همنشینی با هم هرکدام در مرحله‌ای تکرار می‌شوند. این موومان که آشفته و تاریک است بازتابی از روحیات در هم شکسته و خشم شوبرت می‌تواند باشد. غم‌هایی که خشم‌های سرکش آنها را به خود می‌کشد، مانند پاساژها و نت‌های مقطع این موومان. موومان دوم در تمپوی آندانته کن موتو در می ماژور نوشته شده و فرمی مرثیه‌وار دارد. در بخش آغازین این موومان همنشینی هورن‌ها و زهی‌ها فضای آرام و لطیفی به قطعه می‌دهد که در بخش دوم با ویولن‌ها در مینور آغاز شده و توسط ابوا در ماژور ادامه دارد. ترکیب مینور و ماژور ذکر شده یکی از تکنیک‌های نام آشنای شوبرت است. این بخش تصویری از شکایات و هیجانات را در دو فرم آرام و سرکش دارد و با یک پاساژ به پایان می‌رسد. این پایان، جمع‌بندی قابل ستایشی از یک سمفونی است. یک سمفونی ناتمام!