نگاهی به والس دانوب آبی اثر یوهان اشتراوس

یوهان اشتراوس پسر موسیقیدان اتریشی بود که برای تصنیف‌های موسیقی برای رقص والس به شهرت رسید و به همین دلیل نیز او را پادشاه والس می‌نامند. یکی از عمده موفقیت‌های اشتراوس تغییراتی بود که در فرم والس به انجام رسانید. در واقع قطعات والس او فرم پوئم سمفونیک دارند. پوئم سمفونیک‌ها قطعات ارکسترال هستند که در یک موومان ساخته می‌شوند. این آثار تا حدودی آثاری رومانتیسم به شمار می‌روند که در فرم و حالت سنتی با سونات‌ها متفاوتند. اشتراوس است که آثار موفق و معروف بسیاری در کارنامه هنری خود دارد یکی از بزرگترین موفقیت‌هایش را مدیون ساخت والس دانوب آبی است. این والس که در یک موومان ساخته شده اما با یک سمفونی کامل برابری می‌کند، در سال ۱۸۶۶ ساخته شد. این والس رسما در ۱۵ فوریه توسط انجمن سرایندگان مرد وین اجرا گردید. دانوب آبی در واقع یک پوئم سمفونی است که با شکل آزاد ساخته شده. تغییرات متنوع در ضرباهنگ و گامها در طول این اثر سبب شده تا از آثار کلاسیک سمفونیک متمایز باشد. دانوب آبی را می‌توان یکی از مشهورترین و موفق‌ترین آثار در این گونه به شمار آورد. این قطعه با نوای پس‌زمینه سازهای بادی مختلف و نت‌های تکراری و پر ضربه و سریع ویولون‌ها و در کنارش نت‌های کشیده ویولن سل آغاز می‌شود و با گذشت یک و نیم دقیقه به ناگاه سرعت قطعه اوج می‌گیرد و ریتم اثر عوض می‌شود، البته بایستی اشاره کرد این فرآیند به شکل چند بار در طول قطعه تکرار می‌شود و همین سبب شده تا این قطعه بسیار متنوع و سرشار از هیجانات احساسی باشد. برای نواختن این قطعه یک ارکستر کامل نیاز است تا بتوان تمام آنچه که نوشته شده به درستی و حق مطلب ادا شود. اگرچه شیت موزیک این قطعه مملو از تکرارهای زیاد است اما این تکرارها چنان با تنوع های مختلفی همراه شده که پویایی و دینامیک خاصی به این اثر داده است این به واقع نقطه تعادل این اثر است، جایی که شنونده نه از نفس می‌افتد و نه ریتم را گم می‌کند، بلکه همواره خود را در یک شرایط عاشقانه و پر از فراز و فرود می‌بیند مانند یک درام عاشقانه. نقطه درخور توجه این تغییرات از آن جهت است که والس دانوب آبی در واقع مجموعه‌ای از پنج والس کوچکتر است که دارای مقدمه سمفونیک هستند که در رماژور شروع شده و به تنهایی برای جذب مخاطب کافیست. این والس کوچک چنان شکوهمند و زیبا در رماژور و سپس لا ماژور نوشته شده و از دو ملودی متنوع در خود بهره می‌برد. والس شماره ۲ که خود سه مدل متنوع دارد و در سیبمل نوشته شده. والس‌های بعدی هر کدام در سل ماژور فاماژور ماژور و لا ماژور نوشته شده و نهایتاً قطعه در رمینور به پایان می‌رسد. نکته جالب توجه این است که این بار حدود ۱۱ ملودی و ۱۹۲ میزان دارد. این حجم از تنوع و گوناگونی در یک والس و در فاصله‌های کوتاه باعث شده این قطعه علی‌رغم آرامش بخش بودن، بسیار اثر پر انرژی و سراسر جنب و جوشی باشد که هر لحظه شنونده را به وجد می‌آورد. استفاده پیاپی از ماژور و سپس یک پایان بندی در مینور باعث شده تا تناسبات موسیقی در مقدمه بدنه و پایان به خوبی رعایت شده باشد. این اثر در شش و هشت آغاز می‌شود و با ریتم تند بخش‌های نخستین سریع انرژی نهفته خود را منتشر می‌کند و سپس در یک پاساژ ۲/۴ می‌رسد. در واقع تمام بالا و پایین‌ها، تنوع نتها، ملودی‌ها وزن‌ها و غیره و غیره تنها و تنها اگر تبحر اشتراوس را با خود نداشت هرگز نمی‌توانست و همچنین موفقیت برسد.