سفری برای شناخت بشر - نگاهی به داستان سفرنامه گالیور اثر سوییفت

داستان‌های گالیور که تحت عنوان سفرنامه گالیور نیز شناخته می‌شود، از سری داستان‌هاییست که به ماجراجویی‌هایی دریایی می‌پردازد و از این حیث نزدیک به سایر داستان‌های دریایی نظیر ماجراجویی‌های رابینسون کروزوئه است.
اما ویژگی اصلی و منحصر به فرد این رمان در آن است که از دنیای واقعی فاصله می‌گیرد و به طرزی افراط گرایانه به جهان خیال و دنیایی سمبلیک نزدیک می‌شود.
نکته بسیار مهمی که در این خیال‌پردازی‌ها می‌بایست به آن توجه کرد این است که رویارویی با ملت‌هایی که بسیار ریز جثه هستند یا مردم غول پیکر هر دو از تکراری‌ترین و شدیدترین انواع خیال‌پردازی در ادبیات بشر است.
داستان به صورت اول شخص و با روایت‌هایی از سوی ناخدا گالیور انجام می‌شود. از نظر زمانی این روایت‌ها به خاطره‌گویی شبیه می‌گردد و گالیور در همان آغاز مخاطبین را آگاه می‌کند که داستان وی بسیار عجیب است.
سوییفت با تلاش گالیور برای اثبات سفرهایش با استفاده از نشانه‌هایی که از این سرزمین‌ها آورده است سعی دارد این عجیب بودن را نزد مخاطب بیشتر هم بکند تا کنجکاوی مخاطب برای دریافت این ماجرای عجیب تعلیق را در خود داستان نیز ایجاد نماید.
نخستین سرزمینی که سفرهای عجیب و نمادین گالیور به چشم می‌خورد لی‌لی پوت است. لی‌لی پوتی‌ها در واقع مردمانی کوچک اندام هستند و گالیور در میان آنان غول پیکر به نظر می‌آید. لی‌لی پوت سمبلی از یک حکومت پادشاهی و سلطه‌جو می‌باشد.
سوییفت با استفاده از لی‌لی پوت حکومت سلطه‌جویانه پادشاه را به نقد می‌گذارد، و به نوعی دو قطبی‌های مابین جوامع را مسخره می‌کند. سوییفت با این تمسخر جنگ‌ها را پدیده‌ای احمقانه تعریف می‌کند و عامل اولیه و ریشه‌ای این جنگ‌ها از دید وی عواملی احمقانه هستند.
در لی‌لی پوت ما شخصیت‌پردازی گالیور را بیش از پیش می‌فهمیم. ما در می‌یابیم گالیور انسانی دارای شرافت‌های اخلاقی و اصول انسانی است. او در برابر سلطه‌جویی پادشاه سرزمین لی‌لی پوت مقاومت می‌کند.
اینجا از اساس در می‌یابیم گالیور فردیست که به کرامت انسانی اعتقاد دارد و آزادی افراد را زیر سوال نمی‌برد. در می‌یابیم که گالیور با نفس سلطه‌جویی و میلیتاریسم حاکم بر لی‌لی پوت مخالف است.
به همین دلیل است که گالیور با لی‌لی پوت به تضاد می‌خورد و مجبور به ترک این سرزمین می‌شود.
گالیله نوع دیگری از اجتماع را در زندگیش و در ادامه ماجراجوییش می‌بیند. در سرزمین آدم‌های غول پیکر گالیور به عنوان یک شی دست‌ساز یا حیوان دست‌آموز زندگی می‌کند. در این نوع دگرگون شده از اجتماع انسان به مانند حیوانات باغ وحش جهت سرگرمی استفاده می‌گردد. تا آن که گالیور ابزار سرگرمی ملکه می‌گردد.
این مرحله از زندگی گالیور بیانگر دو چیز است، رفاه حاصل بیکارگی، یا رفاه حاصل سرخوردگی. گالیور از وضع موجود راضی است تا اینکه چیزی او را به ادامه ماجراجوییش وا می‌دارد.
سفر گالیور در سرزمین انسان‌های خردمند جنبه‌ای فلسفی می‌یابد. در واقع گالیور دغدغه‌های فلسفی انسان معاصر را به نقد می‌گذارد. سوییفت آشکارا در این مرحله خلاف علم زدگی اروپای پس از رنسانس می‌شود.
از این جا در می‌یابیم که سوییفت علم زدگی را باعث از دست رفتن زندگی می‌داند و زندگی این چنینی را نیز بیراهه می داند.
در مرحله نهایی سفر وی و حضورش در شهری که اسب‌ها بر انسان‌ها حکومت می‌کنند، او بهره‌کشی از حیوانات را زیر سوال می‌برد. در این مرحله سوییفت با یک آشنایی‌زدایی جهانی کاملا دگرگون را ترسیم می‌کند. در این مرحله سوییفت از حامیان حقوق حیوانات می‌شود و بهره‌کشی به هر قیمتی از موجودات زنده را نقد و نفی می‌کند.