دن آرام یک رمان پرشخصیت تاریخی است که به زندگی افرادی در یک برهه پر فراز و نشیب تاریخی می‌پردازد. پروتاگانیست شخصیتی است به نام گریگوی پانتلویچ ملخوف. او به خانواده‌ای به همین نام یعنی ملخوف تعلق دارد.
داستان به خانواده ملخوف هم می‌پردازد، این خانواده به طبقه اجتماعی سیاسی کازاک‌ها تعلق دارد، طبقه‌ای اجتماعی که به واسطه حکومت سلطنتی به فعالیت می‌پردازد. در شخصیت‌پردازدی گریگوری او را جنگ‌جویی شجاع و پرشور می‌بینیم.
گریگوری مردی با احساسات پررنگ ملی‌گرایانه است، او برای کشورش می‌جنگد. او برای تزار می‌جنگد اما در این اقدام تردید دارد، او به شکل لرزانی حامی تزار است. حمایتی که می‌تواند به ضدیت برسد.
گریگوری در آغاز با بلشویک‌ها می‌جنگد، اما به دلیل اختلاف نظری که نسبت به مدیریت تزار دارد تغییر وضعیت می‌دهد. این تغییر وضعیت همان کشف و شهودی است که برای وی رخ می‌دهد. او که فردی ملی‌گراست می‌تواند روسیه بدون تزار را هم دوست داشته باشد. پس اگر بپندارد گروهی روسیه را بدون تزار می‌توانند حفظ کنند سمپاتی وی را بر می‌انگیزد.
تحولی که منجر به تغییر تصمیم گریگوری می‌شود. تحقیر وی در ارتش است. این تحقیر نقطه عطف داستان می‌شود و گریگوری به جرگه انقلابیون می‌پیوندد.
ستینگ داستان در نزدیکی رودخانه دن به وقوع می‌پیوندد. از نظر زمانی می‌توان حدس زد که ما با روسیه پیش از جنگ جهانی اول و در دهه اول یا دهه دوم قرن بیست روبرو هستیم. نکته دیگری که ناحیه دن برای ما روشن می‌کند این است که ما با جامعه‌ای روستایی روبرو می‌شویم. جامعه روستایی یعنی جامعه‌ی کشاورزی که توسط سیاست‌های تزارها خرد می‌شود و نیروی محرکه انقلاب بلشویکی است. این داستان را می‌توان داستانی حماسی دانست.
داستانی که طی آن فرد در میان جنگ یا تنشی گسترده و دگرگون کننده خرد می‌شود. زندگی شخصی فرد در خلال فراز و فرودهای انقلاب بلشویکی قربانی می‌شود. وقتی از زندگی شخصی صحبت می‌کنیم از مثلث‌های عشقی که گریگوری و دیگران درگیر آن می‌شود صحبت می‌کنیم.
عقبه خانوادگی گریگوری هم با جنگ آمیخته است. یعنی او با جنگ به دنیا می‌آید. او از نسل زنی است که به سبب جنگ کریمه با ترکان عثمانی به این منطقه مهاجرت می‌کند. همین امر باعث می‌شود که مکان نقشی مهم و تعیین کننده در این داستان داشته باشد و دن آرام به مانند یک شخصیت در داستان حضور پیدا می‌کند.
از دیگر کهن الگوهایی که در داستان حضور دارد، خیانت است، رابطه با زن متاهل است. گریگوری با یک زن متاهل وارد رابطه می‌شود. پس از تاهل گریگوری این خیانت دو طرفه هم می‌شود چرا که هر دو متاهل هستند.
پایان داستان پایانی است غم‌انگیز که طی آن فردیت انسان در خلال جبهه‌بندی‌های گسترده سیاسی و جنگ قربانی می‌شود و دیگر وجود ندارد.