درباره من

سوالِ بزرگیست که در حال کشف اش هستم…
من کیستم ؟
زاده ی اندی مانده به نیمه ی اسفندی بهاری!
پرورش یافته در اوجِ بی ثباتی ها و سو مدیریت ها
خود شناخته در شریان و بازوان سرد و دروغین اصلاحات و اصلاح طلبی
زنده باد این و مرده باد آن موج میزد
معتقد به اگزیستانسیالیسم ، همراه پست مدرنیسم ، به مارکسیسم مشکوک و گاهی مثبت می نگرم.
یک خیالبافِ دوستدارِ روان شناسی و فلسفه
موسیقی را زندگی میکنم و هنر را نفس میکشم
بیزار و گریزان از عادت و سنت های تکراری.
بسیار یادگیرنده و کنجکاو برای کشفِ زندگیِ گذشته ام .
نوشتن برای من نوعی عبور است . عبور از دلتنگی ها و تشویشها . عبور از  خود به سوی هر چه که به فراموشی می انجامد . به زیبا شدن شاید . نوشتن برایم التیام است . التیام” زخمهایی که مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد”.
من نمی نویسم که نوشته باشم. نوشته هایم تنها حرفهایی ست که باید می گفتم . اتفاقات ، تجربه ها و احساساتی که میبینم و یا حس میکنم . اما اکنون در معرض دیدند فکرهای من . دغدغه های فکری ام . فکرهای دغدغه هایم.