داستان کریسمس هرکول پوآرو یک داستان پر شخصیت کارآگاهی است. ستینگ داستان یک مهمانی اشرافی در انگلیس قرن ۲۰ است. در داستان اشاره‌ای به کریسمس می‌شود، کریسمس چند روز پس از تولد مسیح و جشن گرفتن پس از آن است.
این تلمیح صرفا تاریخی نیست، بلکه بخشی از فرهنگ غرب است. بخش عمده‌ی داستان در یک مهمانی کریسمس اتفاق می‌افتد سنتی که در انگلستان آن زمان رواج بسیاری داشت.
داستان، داستانی است پر شخصیت طبیعتا قهرمان داستان کارآگاه معروف داستان هرکول پوآرو است. میزبان این مهمانی سیمون لی است. در شخصیت‌پردازی وی او را فردی پا به سن گذاشته و ثروتمند می‌بینیم.
آنچه که این مهمانی را خاص می‌کند غیر منتظره بودن آن است، این غیر منتظره بودن برای همه پرسش ایجاد می‌کند. آلفرد از شخصیت‌های مهم داستان است، اهمیت او از این حیث است که وی کنار پدرش زندگی می‌کند و چند و چون آن را می‌داند.
داستان اتمسفری خانوادگی دارد، شخصیت‌های دیگر داستان فزرندان سیمون، همسر یا عروس وی می‌باشند. دیوید و هیلدا پسر و عروس سیمون می‌باشند، در شخصیت‌پردازی دیوید او را فردی هنرمند و هنر دوست می‌بینیم، این هنرمندی در تضاد با شخصیت پدر و اتمسفر کلی داستان است.
به این ترکیب خدمه خانه و نوادگان سیمون را نیز بیفزایید. این ترکیب نشان از توطئه‌ای خانوادگی دارد، کارآگاه هرکول پوآرو باید مظنونینش را از داخل خانواده پیدا کند این اولین احتمالی است که به نظر می‌رسد.
درونمایه‌ی اصلی داستان مجازات شدن پدر است، پدری که گذشته آزاردهنده و فاسدی دارد و همین فساد بلان جان وی می‌گردد. در واقع خود وی است که مسبب وضعی می‌شود که در آینده در آن قرار می‌گیرد.
داستان تلمیح‌های پرشماری به مکبث نمایشنامه شکسپیر می‌زند. داستان به گونه‌ای روایت می‌گردد که مخاطب در جایگاه حدس زننده به تمامی اعضای خانواده ظنین می‌گردد. در واقع نویسنده ذهن مخاطب را اینگونه درگیر می‌کند و آن را به بازی می‌گیرد.
در واقع الگوی روایت این داستان از ایجاد جامعه‌ای پر تعداد تبعیت می‌کند. مخاطب در میان این افراد پرشمار باید متهم را پیدا کند پیدا کردن متهم انگیزه اصلی هم مخاطب و هم کارآگاه است.
همه افراد داستان پنهان کارند، این پنهان کاری در ایجاد ظن بسیار موثر و مفید به فایده می‌باشد و آنان را به متهمینی ناخواسته و ناشناخته تبدیل می‌کند.
پرده اول داستان پرده‌ای طولانی است، در این پرده طولانی ستینگ مهمانی شکل گرفته و تکمیل می‌گردد. گره محکم داستان زمانی زده می‌شود که این پیرمرد ثروتمند به قتل می‌رسد. مابقی داستان بررسی این قتل است و تمامی گره‌ها و فراز فرودهای داستان در این مرحله به وقوع می‌پیوندد.
در تیم پلیس‌های داستان شخصیت‌های دیگری به جز پوآرو قرار دارند، سربازرس جپ و هیستینگز، سربازرس از این جهت در داستان حضور دارد که قدرت اجرایی داشته باشد و توان دستگیری داشته باشد و هیستینگز هم کاراکتر دستیار است.
.