دوره معاصر هنر و گسترش تفکرات پست مدرنیسم گرایش و اندیشه‌های نوظهور مختلفی فرصت بروز یافتند و هنرمندان برای دست یافتن به آنچه که تصویرشان را دارند خود را فارغ از هرگونه تقلید و بندی میافتند و به همین دلیل نیز هست که بخش بزرگی از آثار دوران معاصر به ترسیم ذهنیات و حالات درونی هنرمند اختصاص دارد و هنرمند نقاش با دست باز آنچه را که می‌خواهد برای بوم یا هر صفحه هنری دیگری با هر ابزاری که مدنظرش است ترسیم می‌کند. مارشال میتو راد با در هم آمیختن و بهره جستن از تکنیک‌ها و تفکرات چندین سبک توانست هنر آوانگاردی را به جامعه نقاشی معرفی کند که با استفاده از ابزارهایش برای مخاطب نیز جالب است. چیرپینکینگ یا غوغای درون سبکی نوین در نقاشی است که میتوراد انرا معرفی نمود. غوغای درون اثر لی مالین از معروف‌ترین آثار این سبک است این اثر که متفاوت از بسیاری از نقاشی‌های دوران پیش و معاصر خود بود، پرتره‌ای درهم و پیچیده از چهره است که تمام اجزای صورت از شکل‌های هندسی نامنظم تشکیل شده که نهایتاً فرم د فرمی از صورت را نمایش می‌دهد که مغرضانه بزرگ ترسیم شده و تنها حالاتی از اجزای صورت در آن مشخص است.
این چهره به طور کامل صورت انسانی ندارد و مرز بین صورت انسان و حیوان چهارپا است. در این اثر هنرمند راحت و فراغ بال از اصول و قواعد آنچه را که در ذهن و خیال داشته است و احساسات درونی خود را که ناشی از تنش‌های داخلی است به نمایش گذاشته. در چهره ترسیمی حالتی از رنج و فریاد ناشی از درد و تالم که شباهت‌هایی به حالت زاری و اندوه بسیار دارد مشخص است. چهره مورد نظر کاملا مصیبت زده به نظر می‌آید و رنگ آن نیز کمی خشونت بیرونی را به آن اضافه کرده. در تحلیل تکنیکی این اثر از رنگ‌های تند و تیزی بهره می‌برد که مانند پالت رنگی آثار کوبیسم پابلو پیکاسو است که دیجیتالی شده است بیش از آن اما این اثر در رنگ شناسی یادآور آثار فوویسم است. استفاده از رنگ قرمز تند و خیره کننده مانند آثار فوویسم با فرم‌های درهم و به هم آمیخته نوعی بروز بیرونی اتفاقات درونی هنرمند به شکل چشمگیری واضح است. این طور به نظر می‌رسد که چهره عادی انسان هنرمند به شکل تفکرات و دغدغه‌های درونی هنرمند در آمده است. در واقع چهره انسان پوشش موقر برای آنچه هست که درون اش رخ می‌دهد. این اثر همچنین مانند نمایش ماهیچه‌های صورت است که در هنگام هر حسی با فعال شدن برخی از ماهیچه‌ها حالت صورت تغییر می‌کند اما با به هم ریختن احساسات درونی هنرمند ماهیچه‌ها نیز در هم ریخته‌اند و همگی با هم فعال هستند. همچنین در این اثر خطوط که درهم است مقاربت‌هایی با آثار پست امپرسیونیسم ونسان ونگوگ و اکسپرسیونیسم آبستره فرانسیس بیکن مانند اثر عصیان درونی را از خود نشان می‌دهد اما در نوع استفاده از قلم تفاوت‌های بارز در این اثر وجود دارد. لی مالین به عنوان هنرمند عصر کامپیوتر بسیار دیجیتالی از بافت‌ها و رنگ‌ها استفاده کرده است. مالین در این اثر به خوبی غوغاهای درونی را به نمایش گذاشته است و به کمال توانسته اثری اوانگارد و معرف سبک چیر پینکینگ را عرضه کند.