آوای کولی “Zigeunerweisen” یکی از شاهکارهای فراموش نشدنی آهنگساز برجسته و فقید اسپانیایی پابلو دو ساراساته است که در سال ۱۸۷۸ برای ارکستر و ویولن نوشته شده است. پابلو دو ساراساته متولد سال ۱۸۴۴ در اسپانیا نوازنده چیره دست ویولن و آهنگساز درخشان عصر رمانتیک بشمار می‌رود که آثار بسیاری مانند فانتزی کارمن، فانتزی رومئو ژولیت و هابانرا نیز از او بجای مانده است اما هیچ کدام از آثارش به اندازه آوای کولی باعث شهرت او نشده است. آوای کولی بیش از آنکه یک قطعه اسپانیش یا مانند آواز کولیان لاتین باشد، تمی کاملا مجاری دارد که پیش از این فرانتس لیست نیز از آن بهره برده است. دو ساراساته این اثر را برای یک ویولن سولو و ارمستری متشکل از فلوت، ابوا، کلارینت، باسون، هورن، ترومپیت، تیمپانی، مثلث و مجموعه زهی‌ها در یک موومان ۴ بخشی نوشته است.
آوای کولی یکی از پر احساس‌ترین قطعاتی است که از جهانی رویایی و پر از تصاویر و خاطرات از درون پابلو شروع می‌شود و پابلو با یاد آوری رنج‌ها و دردهای حزن‌انگیز و زندگی پر از سختی و آوارگی مردم کولی و طرد شدگی‌شان در بسیاری از جوامع این اثر را در فضایی فاخر، آرام و لطیف که در غربتی بی‌انتها نواخته می‌شود، شکل داده است. قطعه با یک شروع درخشان و محکم توسط ارکستر آغاز و به ویولن سولو سپرده می‌شود و با همراهی تمام سازهای ارکستر قطعه در ریتمی بسیار آرام ادامه پیدا می‌کند. صدای زیر و آرام ویولن سولو با وایبریشن‌ها و خلاف نوازی‌های شگفت‌انگیز در پس زمینه نسبتا بام گروه بادی و زهی، فضایی بسیار محزون و آرام دارد. این فضای محزون و آرام را می‌توان در صفحه نت‌نویسی این اثر در میان خیل نت‌های کشیده و متصل مشاهده نمود و تعلیقی که پابلو از این طریق ساخته است، مانند سفر کردن گروهی از کولیان در دشت‌های غریب و بی‌انتهای پیش رویشان، یک چالش همیشگی از مرگ تا زندگی!
پابلو آوای کولی را ۳ نیم پرده بمل کرده است، در نتیجه نت‌ها یک و نیم پرده کروماتیک بم تر نواخته می‌شوند. اگرچه این قطعه یک موومان دارد اما ۴ بخش آن شامل مدراتو، لنتو، اون پوکو لنتو و آلگرو مولتو ویواچی! مدراتو یا مقدمه کار همان آغاز آرام و فاخر ارکستر و ویولن است که در بخش دوم با تغییر به گام ۴/۴ تبدیل می‌شود، قطه همچنان آرام و فاخر است، اما تغییراتی در نوازختن سولوی ویولن مانند استفاده از اسپیکاتو به گوش می‌رسد. بخش سوم این اثر بر خلاف تم کلی کار که با فضاها و قالب‌های رایج موسیقی معاصرش در تضاد است، فضایی کلاسیک‌تر دارد، در گام ۴/۲ همراهی سیال و هارمونیک ویولن و ارکستر فرمی بسیار با شکوه دارد تا نهایتا با یک پایان‌بندی شگفت‌انگیز و تعجب‌برانگیز، در یک تمپوی بسیار سریع ویواچی، قطعه سرعتی قابل توجه دارد، بار اصلی قطعه به شکل محسوسی با تکنیک‌های غیرمعمول ویولن دنبال می‌شود و اهمیت کار نوازنده ویولن و تبحرش در نوواختن اسپیکاتوی طولانی و پیچیده این بخش بیشتر به چشم می‌آید، یک بخش هارمونیک و اکتیو! به غیر از بخش آخر این اثر که در لا مینور نوشته شده است، ۳ بخش دیگر در کلید دو مینور نوشته شده‌اند. قطعه آوای کولی در کنار درخشان بودن خود اثر در هارمونی تا ملودی و هر آنچه که بر عهده آهنگساز است، بسیار به نوازندگانش بستگی دارد، شاید نواختن این حجم از نت‌های سه لا چنگ، اصلاح‌های دست چپ، اسکاپیتو و پیزیکاتوهای دست چپ به راحتی برای هر نوازنده‌ای امکان‌پذیر نباشد.