کتاب‌خوان را درامی عاشقانه می‌توان حساب کرد که دستمایه اصلی آن عشقی نامتعارف است و زد و خورردهایی است که این بین شکل می‌گیرد. انسان‌ها در میان تمام گونه‌های عشقی نامتعارف. کتاب‌خوان تا حدودی تصویری مانند مالنا دارد. آنجا که پسربچه‌ای دلباخته مالنا می‌شود. کتاب‌خوان روایت تلخ دل سپردن نوجوانی به یک زن میانسال است که در سر بزنگاه او به اعتماد زن خیانت می‌کند. فیلم پر است از داستان‌های ناشی از این رابطه نامتعارف. از نکات جالب اما اینست که دو شخصیت اصلی تفاوت‌های بسیاری دارند. تفاوت‌های شخصیتی آنها، جایگاه‌های اجتماعی متفاوت و فضاهای متفاوت همگی سبب می‌شود که در هنگام مواجهه رابطه عاشقانه آنها اتفاق‌ها رخ دهند. اتفاق‌هایی که اما در واقع موضوع اصلی نیستند. کتاب‌خوان بیشتر انتقادی صریح از اثرات پس از دوران جنگ جهانی است.
یکی از موفقیت‌های این فیلم، بازی درخشان کیت وینسلت که برای او جایزه اسکار را نیز به همراه داشته است. بازی بسیار عمیق و گیرایی که جنبه‌های مختلفی از زندگی یک زن بلیط فروش را در بحبوحه هولوکاست به نمایش می‌گذارد که از بی‌سوادی خود رنج می‌برد. وینسلت در القای حس شرمگینی چه از بی‌سوادی و چه از رابطه با یک پسر نوجوان و در قالب یک فرد نازی، بسیار درخشان عمل کرده است.
کتاب‌خوان محصول ۲۰۰۸ استیون دالدری کارگردان موفق و البته گزیده کار انگلیسی است . کتاب‌خوان با مرور خاطرات دور مردی از رابطه عاشقانه‌اش آغاز می‌شود که در وقت گرفتاری، او این آشنایی را انکار می‌کند. این انکار نه مختص کارکتر بلکه حاوی این است که انسان همواره به دنبال پنهان کردن هر راز ناهنجاریست که با خود دارد. دالدری بسیار هوشیارانه به دل این مسئله می‌تازد و در کنار آن به نقد مسئله نازیسم می‌پردازد. او اثرات مخرب هولوکاست را به سوال‌هایی بی‌طرفانه تبدیل می‌کند. در واقع کتاب‌خوان دفترچه سوالیست که پاسخ آن در دست مخاطب است. اینکه در هر لحظه انسان چه تصمیم‌هایی می‌تواند بگیرد، نکته اصلی است که در روایت یک داستان عاشقانه با تم سیاسی و منتقدانه رخ می‌دهد.
قضاوت‌های دالدری در این اثر بسیار ظریف است. او قضاوت‌هایش را نه از طریق کلام، بلکه از طریق تکنیک‌هایش، دکوپاژها، نور و میزانسن‌هایش به نمایش می‌گذارد. او در این اثر قاب‌هایی می‌بندد تا مخاطب را در مقام قضاوت و هم‌ذات پنداری بگذارد. نقش اول خاکستری این اثر، بسیار خوب پرداخت شده است. دکوپاژهای طولانی، صحنه‌های زمانتیک، استفاده از میزانسن‌های آشنا، نورپردازی گرم همه و همه تکنیک‌هایی هستند که مخاطب مسیل روایت را انتخاب کرده است و در سیالبیت ذهن سوال آفرین مخاطب داستنانش را پیش می‌برد. کتاب‌خوان علاوه بر آن نمونه عالی هم‌آوازی سینما و ادبیات است. تا آنجا که بخش بزرگی از فیلم بر ادبیات تکیه دارد تا آنجا که در انتها نیز، این ادبیات است که به کمک سینمای دالدری می‌آید و باعث می‌شود جنبه‌های هنری این اثر تا این حد، پر رنگ باشد. کتاب‌خوان نمونه موفقی است از نقدی نه بر جنگ، بلکه بر انسان‌های ساده و روزمره که تحت تاثیر جنگ قرار می‌گیرند.