در بارانداز یکی از آثار موفق الیا کازان است که در سال ۱۹۵۴ تولید شده و در ۱۰۸ دقیقه به انتقاد از فساد در اتحادیه بارانداز نیوجرسی می‌پردازد. این فیلم اما بیش از هر چیزی یک اثر واقع‌گرایانه است که در دل خود قهرمانی را می‌پرورد، قهرمانی نه از دسته قهرمانان اساطیری، قهرمانی کوچک در قامت منجی یک قشر از یک شهر. شخصیت اصلی فیلم تری مالوی( مارلون براندو)، یک بوکسور سابق که شغل عجیب و نخاله‌ای دارد و دستورات جانی فریندلی( لی جی کوب) را اجرا می‌کند. جانی فراندلی رئیس اتحادیه کارگران بارانداز است که فردی حقه باز و نادرست می‌باشد. چارلی (رود استیجر) برادر تری یکی از اعضای داخلی دار و دسته جانی می‌باشد و بخاطر نفوذ زیاد او تری مورد اعتماد گروه جانی می‌باشد. زمانی که یکی از کارگران بارانداز موقعیت جانی را تهدید می‌کند، جانی با همکاری غیرعمدی تری آن کارگر را می‌کشد. در این بین پدر باری (کارل مالدن) – کشیش محلی- سعی می‌کند کارگران بندر را با صحبت بر علیه فساد موجود در اطراف آنها با رفتن نزد پلیس جنایی سازماندهی کند. پس از این تری بین وفاداری به جانی و برادر خودش و وجدان ناراحتش و همچنین علاقه روزافزونش به خواهر کارگر کشته شده ادیک (اوا ماریا ساینت) وامانده و دچار تردید شده است. سرانجام، او به وضعیتی دچار می‌شود فرار از آن در گروی خیانت به دیگریست .
این فیلم که توانست ۸ جایزه اسکار را از جمله برای کازان و مارلون براندو در نقش مالوی کسب کند، نتیجه تلاش کارگردان و مارلون براندو است که به خلق اثری ماندگار در سینما منجر شد. در کنار تمام تلاش‌های کازان در قالب کارگردان، کازان را می‌توان در بازی گرفتن از براندوی جوان و شهرت یافته در آن زمان ستود. بازی براندو به قدری تحسین‌برانگیز است که جای هرگونه انتقادی را بر خود می‌بندد. براندو کاملا در هیئت نقش در می‌آید و در هنگام ایفای آن نیز، مهر شخصی‌اش را بر پیشانی این نقش می‌زند، چه که اگر سیناترا طبق نظر کازان این نقش را برعهده می‌گرفت این اثر تا این حد موفق نمی‌شد. استفاده براندو از تکنیک‌های کلامی و زیرپوستی برای قابل درک کردن بهتر نقش، باعث شده تا این کرکتر در طول اثر عمق ویژه‌ای داشته باشد. علاوه بر آن در داستان و کارگردانی نیز به این کرکتر بسیار خوب پرداخته شده، تا آنجا که نقطه مبهمی در این کرکتر برای مخاطب باقی نمی‌ماند. این مسئله بخودی خود باعث شده تا مخاطب درگیر دریافت ویژگی‌های شخصی نقش نشود و داستان را سپری کند. این همان چیزی است که کازان آن را دنبال می‌کرده است. انتقال سریع داستان و اثرگذاری در لحظه. شاید به همین دلیل نیز کازان از سخت کردن گره‌های داستانی به شدت پرهیز می‌کند و همه عوامل را در اختیار داستان می‌گذارد.
سینمای کازان بطور کلی سینمای پیچیده‌ای نیست، کازان خود را روایت‌گر اتفاقات و نقش‌ها می‌داند و بسیار درگیر داستان می‌شود. از همین رو در بارانداز مانند سایر ساخته‌های کازان بسیار اثر منسجمی است. شروع و پایان مشخصی دارد. و خط روایت و ریتم آن حتی‌الامکان دچار سکته نمی‌شود. داستان هم ریتم یکنواختی دارد. اگرچه این یکنواختی در بخش‌هایی از فیلم سبب کسلی و از نفس افتادگی مخاطب می‌شود، بطوریکه گاه اگر بازی براندو به داد این اثر نرسد، چه بسا رشته داستان را مخاطب از دست بدهد. یکی دیگر از نقدهای وارده به این اثر که به سناریوی آن مربوط است نبود گره متمایز داستانی است. در اصل حتی بنمایه اصلی اثر نیز تا حدی نخ نماست، قهرمانی از طبقه پایین که به سود قشر کارگر در مقابل کارفرمای خود قد علم می‌کند. در این کنار داستان عاطفی مالوی یکی از بخش‌هایی است که به پیشبرد اثر کمک می‌کند و مخاطب را درگیر حوادث رابطه می‌کند. با این‌حال سادگی داستان و البته عاشقانه ساده‌اش، سبب شده تا این اثر بسیار موفق باشد. البته باید تاکید کرد، در بارانداز بیش از آنکه فیلم کازان باشد، فیلم براندو است. براندو در نقش مالوی یک قهرمان کوچک!