کیوان مهجور، هنرمند، نقاش، تصویرگر و مینیاتوریست توانمند ایرانی است که در سال ۱۳۲۷ بدنیا آمد. مهجور کار آموزش را نزد استاد بزرگ مینیانور مصورالملکی آغاز کرد و بعد از دو دهه، در آغاز دهه ۶۰ به عنوان یکی از دست‌‌اندرکاران فرهنگسرای نیاوران شروع به فعالیت نمود. مهجور که از هنرمندان مهاجر ایران در کانادا بشمار می‌رود در آخرین سال‌های حضورش در ایران به فعالیت نشرو تالیف روی آورد. نکته قابل توجه در بررسی و خوانش آثار کیوان مهجور با دانستن این مسئله مشخص می‌شود که او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات فارسی دانشگاه شیراز است، بنابراین آثار مهجور بیش از آنکه یک اثرتصویری باشد، بازنمایش شکلی یک روایت یا شعر است؛ این تکته مهجور را ذاتا از نقاشان دیگر جدا کرده و او را به سمت تصویرسازان سوق می‌دهد .
آثار مهجور مشخص به خود اوست، ویژگی‌های منحصر به فردی در اثار مهجور مشخص است که نماینده دنیای هنری مهجور است. طرح‌ها و نقاشی‌های سیاه و سفید ساده و کم جزییاتی که راوی لحظه‌ای هستند، مهم‌ترین ویژگی بارز آثار مهجور است. سادگی‌ای که سبب شده تا مخاطب بی‌واسطه خود را در کنار این آثار ببیند و درگیر تکلف‌های طرحی نشود و تمام فرصت برای کشف مفاهیم صرف شود، از این رو می‌توان آثار مهجور را به محدوده آثار مفهومی نیز نزدیک دانست. در اثری که با آن پیش‌رو هستیم هم، این نکات مشخصا قابل دریافت است.
خطوط و سطوح در کنار هم، هم‌نشینی شگرفی را رقم می‌زنند که به سرعت مخاطب را به داخل می‌کشد، تصویری آنی ارائه می‌دهد و فرآیندی از یک روایت طولانی را در لحظه خلق می‌کند. در اثر پیش رو حجم یک مرد سیاه‌پوش را با خطوطی در چهره و پس‌زمینه می‌بینیم، که اثر را به دو بخش خطی و سطحی تبدیل می‌کند. مرد به عنوان سوژه اصلی دارای حجم سیاه قدرتمندی است که بخش بزرگی از تابلو را به خود اختصاص داده است و سبب یک سنگینی کلی و یک حجم گسترده در اثر می‌شود که حاشیه‌ای سبک و مرکزی سنگین و ثقیل را می‌سازد. در کنار این حجم سنگین ۳ بخش خطی در اثر وحود دارد، سر و چهره مرد، خطوط لرزان میانه تصویر و خطوط ختایی و اسلیمی پایین تصویر. این هم‌نشینی اما در حجم یک حرکت معنایی و مفهومی است؛ چرا که مشخص است که مهجور در پی بیان داستانی‌ست. داستانی که مخاطب را به خود می‌کشد، او را با خود می‌برد و بخشی از خود می‌کند.
در این اثر مرد سیاه‌پوشی در حالی بنظر لبه‌های لباس خود را گرفته و بدن خود را نمایش می‌دهد که در میانه و مرکز آن ماه و ستاره‌های آسمان را می‌توان دید. حرکت مرد در نمایش آنچه درونش است؛ احتمالا تصویری از نمایاندن آن چیزی است که مخاطب آرزوی ان را داشته است ، دست یافتن به آرزویی دیرین و دست نیافتنی که در دنیای واقعی کاملا هم دست نیافتنی است و مرد با چشمه بی‌انتهای کهکشان و کیهان متصل کرده است. خطوط لرزان میانی پشت، حرکتی دیانامیک از جریانی است که در حال وقوع است و ادامه دارد و اسلیمی‌های زیر پای مرد تصویری از خوشبختی یا شادی یا آرزوهای رسیده است که نقشی فرعی اما کلیدی در تقابل با حجم سیاه یکپارچه و سنگین دارد. مهجور داستانش را ساده روایت می‌کند. اما این سادگی سبب نمی‌شود تا مخاطب اثر او را از دست رفته بیابد. در واقع مهجور جزییات را به قدری که باید بیان می‌کند. در تابلوی دو زن که آن هم مانند طرح قبلی، تصویرسازی سیاه و سفید ساده‌ای است با دو حجم سیاه در نقش انسان مواجه هستیم، با چهره‌هایی بی‌جزییات. اما این عدم نمایش جزییات به دلیل اهمیت روایت است؛ در داستان مهجور مخاطب خاصی نقش نمی‌پذیرد، شخصیت خاصی بسته نمی‌شود و این مخاطب است که جزییات را رقم می‌زند و مشارکتی فعال خواهد داشت، بنابراین مهجور از نمایش جزییات سر باز می‌زند، تا جایی که در این اثر برای نمایش آب، از بازسازی تصویر یک ماهی عظیم‌الجثه استفاده می‌کند که احتمالا مجازی از یک آبگیر است که دو زن، دو حجم سیاه بر روی نیمکتی رو بروی آن نشسته‌اند. بخشی از تصاویر خارج از فرم بدن ماهی، از محدوده بازنمایی خارج شده‌اند، این هم می‌تواند یک بازنمایی از هشکی و هم می‌تواند اثری باشد که سر مرد کلاهدار در گوشه چپ تصویر در بین درختان در نقش یک موجود موذی و خطرناک بر اثر گذاشته باشد؛ چرا که نقش مرد کلاهدار مشخص نیست اما نحوه حضورش، مانند تعقیب و گریزی است که سیاهی عمیق احجام تصویر خوشایندی اجرا نمی‌کند خصوصا که مانند اثر پیشین مهجور، سنگینی تابلو را به یک سمت، یعنی جایی که انسان‌ها قرار گرفته‌اند متمرکز می‌کند، ۲ حجم سیاه با ۲ حجم بازنمایی شده‌شان، جمعا ۴ حجم صلب و سنگین را در سمت راست اثر ایجاد می‌کند که وزن ویژه‌ای به این بخش از اثر وارد می‌کند.
در واقع در اولین لحظه مهجور مخاطب را به سوی اصلی می‌کشاند و سپس با استفاده از ترکیب‌بندی و خطوط راهنمای فرمی ( مانند بخش کروی بدن ماهی ) مخاطب را به داستانی که حول سوژه رخ می‌دهد راهنمایی می‌کند. نکته جالب دیگر استفاده مکرر مهجور از دست نوشته هاست . کلمه های درهمی که احتمالا نشات گرفته از مینیاتوریست بودن مهجور است و کاملا حال و هوایی شرقی از جنس طرح خط، مینیاتور و هنر تذهیب دارد هرچند نهایتا به عنوان بافتی از یک سطح در اثر طلوع می‌کند اما تاثیری بیش از یک بافت دارد و این چیزی است که مهجور را از بسیاری از هم قطارانش جدا می‌کند.

صفحه ی اینستاگرام آقای کیوان مهجور