خشم و نفرت از جنگ همواره با بشر دست به گریبان بوده است و انسان جنگ را با تمام مصیبت‌هایش مرگ‌ها و فرجام‌های نفرت‌ آورش با پوست و گوشت استخوان چشیده است. هنرمندان نیز در این میان از سیل جوامع هنری جدا نبودند و گاهاً پیشروتر از عامه مردم به استقبال نفی و نقد جنگ رفتند. جنگ جهانی اول اما به احتمالی در این میان تاثیرگذارترین فاجعه بشری بر روح و روان انسان‌ها و هنرمندان است. آثار ترسیمی و نوشتاری در زمینه جنگ جهانی اول، سبب بروز مکاتب گوناگون هنری شد که هر کدام به نحوی و به بیانی به انتقاد از جنگ دست دادند. تابلوی هیتلر اثر هرت فیلد نیز یکی از آثاری است که البته متفاوت‌تر از بسیاری از آثار منتقد جنگ به کارزار زیر سوال بردن جنگ شتافته است. شیوه‌ی فیلد با این مسئله ارائه تصویری کاریکاتوری از خود جنگ و مصیبت‌هایش، قربانی‌ها یا خرابی‌ها نیست که ارائه تصویری کاریکاتوری از رهبر معروف جنگ جهانی اول پیشوای نازیسم آدولف هیتلر بود .
این اثر بیش از آن که زاییده هنر طراحش در کشیدن یا تبحر در تکنیک اجرای اثر باشد، نتیجه شوخ طبعی طعنه‌آمیز و خلاقیت ذاتی فیلد است که خلاقیت هنری‌اش را در کنار جوشش درونی و بی‌ملاحظگی‌اش در به تمسخر کشیدن هیتلر در قالب یک اثر دادائیسم به منصه ظهور رسانید تابلوی هیتلر اثری پوچ گرایانه نسبت به ذات بشری شخصیت اول نقاشی است که نتیجه فشارهای روانی و البته هیجان گرایی بیرونی حاصل از جنگ و آثارش است. این یک ویژگی عامه در میان دادایست‌ها است. داداییسم به واقع فریاد بلند کسانی است که به خوشبینی، خوشبختی و ثبات و آرامش زندگی باور نداشتند و این بی‌باوری تا آنجا پیش می‌رود که فیلد در کشیدن امحاء و احشاء درونی هیتلر حتی برای او ساختار بیولوژیک و فیزیولوژیک انسانی قائل نمی‌شود. آنچه که فیلد با تصویر معروف هیتلر کرده است را می‌توان با واکنش سنت زده مارسل دوشان که بر چهره ژو کندی سبیل گذاشت مقایسه کرد. در اثر فیلد هیتلر موجود مکانیکی است که کاملا سیاه ترسیم شده این اثر بر پایه یکی از عکس‌های معروف هیتلر که در حال فریاد زدن است ترسیم شده که تغییراتی نیز در آن رخ داده است. فیلد برای هیتلر هیچ یک از اعضای داخلی بدن را ترسیم نکرده است بلکه به جای آن از نمادهای مختلفی که هیتلر با آن به سبب جنگ افروزی شناخته می‌شود استفاده کرده. در سمت چپ بدن هیتلر اسکلت آناتومی مانند به جای قلب آرم نازیسم قرار دارد این به معنی سرسپردگی تمام و کمال آدولف هیتلر به ارزش‌ها و قواعد حزب نازیسم است تا آنجا که قلب که در استعاره مرکز احساسات است، جای خود را به اساس‌های نازی داده است. در بدن هیتلر به جای نای و مری لوله‌هایی هایی مانند لوله‌های فاضلاب قرار دارد که اجسام فلزی را به فضای میان تهی بدن او منتقل می‌کند همچنین بر دنده‌های هیتلر جای شکستگی کوچکی دیده می‌شود که بسیار شبیه لوگوی اخطار وجود تشعشعات رادیواکتیو است و نشان‌دهنده طعنه به حملات هسته‌ای هیتلر است در این اثر هیتلر مکانیکی در تصور و انتزاعات فیلد ذات بشری خود را از دست داده است و مانند ماشینی برای نازیسم عمل می‌کند و این اوج تصویر نابودگرانه از هیتلر است که بسیار خشمگین و خلاقانه به تمسخر و انتقاد از هیتلر دست زده است. با اشاره به سمبل‌ها تمام فجایع سرزده از او به عنوان نمادی از جنگ به تصویر کشیده شده این اثر دادائیسم به سبب انتزاع و نمود آن چه برای واقعیت رخ می‌دهد تا حدود یک نوع نقاشی سورئالیسم آغازین نیز می‌تواند به حساب رود.