اگر فیلم the last of mohicans رو دیده باشید، بی شک چیزی که شما را به شدت جذب خواهد نمود موسیقی ریتمیک و پر از هیجان این فیلم است. trevor jones  این قطعه را در سال ۱۹۹۲ و در گام دو ماژور نوشته است. دو ماژور را می توان منبع احساسات بسیاری بر شمرد. دو ماژور را می توان به نقل از باب دیلن، گام قدرت و افسوس و به قول مارک آنتوان گام شادی دانست.  از این رو وقتی قطعه promontory  را می شنویم، موزیکی بسیار شاد به عنوان یک قطعه کلاسیک را درک می کنیم. حس حرکت از مهم ترین کلید های طراحی شده جونز برای این قطعه در گام دو ماژور است چنانکه در بسیاری از نظرسنجی ها ، شنوندگان این قطعه را  قطعه ای انرژیک دانسته اند . مارش عروسی مندلسون و موتزارت که اغلب او را با آثار پر طراوتش میشناسیم، بخشی از قطعات اش در همین گام نوشته شده است.

این قطعه از لحاظ آهنگ نویسی، قطعه ای نسبتا پیچیده به شمار می رود، تنوع زیاد نت ها در آن، استفاده از ساز های ارکستر ، تغییر آکوردها سبب شده است تا قطعه ای نسبتا دشوار برای نواختن به شما برود. اما این قطعه به عنوان یک اثر، شنونده را دچار سردرگمی نخواهد کرد و شنونده به راحتی با آن ارتباط برقرار می کند و حس حماسی- تاریخی که در آن قرار دارد را می پذیرد. ترور جونز این آهنگساز برجسته آفریقایی برای نوشتن این قطعه از چند الهام و تاکتیک استفاده کرده است.

Promontory در واقع یک اثر بسیار حماسی با انرژی بالاست و تصویری از یک فتح بزرگ دلاورانه را نمایش می دهد و غرور حماسی شنونده را بر می انگیزد . از سوی دیگر این قطعه بن مایه ای فولکلور دارد. این بن مایه با توجه به موضوع فیلم the last of mohicans  بسیار ضروری و هماهنگ است. ترور جونز این قطعه را در سبک فیدل اسکاتلندی نوشته است. فیدل اسکاتلندی که ریشه در اساطیر مردمی اسکاتلند دارد، حامل نوعی خاص از انرژی است که با الگوهای ریتمیک نیمه خشن یا نیمه جنون آور اجرا می شود. در این سبک از تکنیک هایی چون ضربه های ناگهانی و محکم و ضربه های شلاق وار استفاده می شود که اصلی ترین امضای این سبک نیز تنوع زیادی از ریتم ها، گام ها و نت هاست که همانطور که پیشتر اشاره شد، جونز از این ویژگی ها در این قطعه استفاده کرده است.

در میان جابجایی بسیار میان نت ها و آکوردها در این قطعه، نکته ای که بسیار ظریف در آن رعایت شده است هارمونی میان نت های زیر و بم است. در واقع هنگامی که قرار باشد این قطعه با ساز پیانو نواخته شود، در بخش اول نت های بم و کش دار زیر صدایی برای نت های زیر می شوند و در بخش بعدی این نت های زیر هستند که نقش بستری برای نت های بم را ایفا می کنند. این تنوع سبب شده تا این قطعه در شنیدن دلنشین و پر از تحرک و در اجرا پر از تکنیک باشد و به حرکت سیال موسیقی نیز کمک بسیاری کرده است .

قطعه promontory با ضربه های کوبنده سازهای کوبه ای، آوای بم سازهای بادی که حسی از شیپور جنگ را تداعی می کند و صدای باس ویولن سل و ویولن آغاز می شود. این پیش در آمدی بر آغاز یک حماسه مردمی است. آهسته ضربه های کوبه ای به صورت ریتمیک افزایش پیدا می کند و سرعت باس سل بیشتر می شود تا در یک اوج، نت های زیر ویولن بر روی بستری از باس سل نواخته می شوند. سازهای کوبه ای در این بخش، از ریتم خارج شده و مانند چکش هایی سر ضرب وارد می شوند. با ورود سازهای بادی چون ترومپت در ارکستر نوازی این قطعه، حس و حال حماسی بیشتری به موسیقی داده می شود. تمام این اتفاقات با سرعت کمی می افتند و به شکل ناگهانی با افزایش سرعت نواختن ویولن و سازهای کوبه ای، قطعه به نقطه اوج خود و به نوعی به لحظه مبارزه می رسد و با افزایش گرفتن حضور نت های زیر، ترسی مبهم از مبارزه در وجود مخاطبان پیدا می شود. این ترس با آغاز بخش ریتمیک این موسیقی به وسیله ویولن، سل ها و ضربه های ریتمیک سازهای کوبه ای جای خود را به تعقیب و گریزی جانانه در دل یک مبارزه حماسی می دهد و آهسته تصویری از تلاش های کم سو به ذهن شنونده مبادر می شود. کمی موسیقی این قطعه با ناله ویولن رنگ و بوی غم می گیرد و حماسه کمی به سوی تراژدی پیش می رود تا در بخش انتهایی این قطعه، صدای ساز ها به سمت نوعی آوای پیروزی پیش می رود، سازهای کوبه ای سریعا نواخته می شوند و در واقع این بخش تصویری از لحظه اوج پیروزی قهرمان حماسه را با خود به ارمغان می آورد.

در مجموع می بایست promontory یکی از موفق ترین قطعاتی است که ترور جونز تا به امروز نوشته است و این قطعه با قاطعیت توانسته است حماسه ای پیروزمندانه، پر تنش و بومی را روایت کند که شاید مهم ترین ابزار جونز در این کار، روی آوردن به سبک موسیقی فیدل اسکاتلندی بوده است.