بی شک سریال game of thrones را می توان یکی از موفق ترین آثار نمایشی تولید شده در سده معاصر به شمار آورد که تماشاچیان بسیاری را به خود جذب نموده است. اما نمی توان به موفقیت های این سریال اشاره کرد و از قطعات موسیقی آن غافل شد. نام این سریال و دستاوردهایش با نام آهنگ ساز جوان آن رامین جوادی  و برنده جایزه امی گره خورده است. رامین جوادی که قطعات مختلفی را برای این سریال ساخته است، به خوبی از پس هماهنگی حوادث و موسیقی برآمده است. استفاده مناسب از سازهای درخور با موزیک نوشته شده و ایجاد فضایی قابل لمس برای مخاطب، سبب تاثیرگذاری هرچه بیشتر هر قسمت از سریال بر بیننده شده است. یکی از قطعاتی که در آخرین فصل این سریال منتشر شد و طرفداران زیادی از این سریال را مبهوت نمود، قطعه night king  است؛ که در وهله اول تفاوت ساختاری این قطعه با سایر قطعات ساخته شده این سریال به چشم میخورد. با توجه به تم حماسی سریال، در اغلب کارهای ساخته شده توسط رامین جوادی، سازهای کوبه ای نقش بسیار پر رنگی را ایفا کرده اند ، در این قطعه اما با توجه به تصویر شکست، حزن و نهایتا امید در اوج یاس ، آهنگساز ترفند دیگری را بکار برده است. قطعه Night king  با تکنوازی ساز پیانو آغاز می شود. جوادی این قطعه را در تونالیته سی بمل ماژور نوشته است. گرچه اغلب از این تونالیته برای قطعاتی با سازهای بادی همچون کلارینت استفاده میشود، اما جوادی به خوبی توانسته این کار را انجام دهد. برای درک بهتر این قطعه، می توان آن را با سمفونی ۴ بتهوون که آن هم در همین تونالیته نوشته شده مقایسه نمود. در آغاز فضای مه آلود، آرام و معلق سمفونی ۴ بتهوون به فضایی پر انرژی و سریع تبدیل می شود و نوعی از فانتزیسم را در موسیقی ارائه می دهد.

قطعه night king  در شروع با نت های کش دار و با فواصل نسبتا طولانی و میزان چهارضربی ساده ۴/۴ آغاز می شود. ملودی قطعه به صورت پینگ پونگی بین صداهای زیر و بم در حال حرکت است. این جابجایی ها و استفاده از تک نت های بم پیانو، در میان استفاده ممتد از نوت های زیر پیانو فضایی پر از ابهام را به وجود می آورد. در واقع ابهام موجود در قطعه ، آمیزه ای از اندوه که با استفاده از صداهای زیر تولید شده اند و ترس و وحشتی است که ناشی از صداهای بم موجود در این فضاست. فضای قطعه در دقایق ابتدایی تک نوازی پیانو، تصویر کننده تاریکی گسترده ایست که هر آن، انتظار می رود فاجعه ای در دل آن رخ بدهد یا تصویری از سربازی در تاریکی دارد که منتظر حمله ای در تاریکی از سوی مهاجمی ناشناخته، سرگردان شده است. تکنوازی پیانو همراه با کم شدن فاصله بین نت ها، پایان می یابد و سازهای بادی به آهستگی و از پس زمینه ای دور وارد موسیقی می شوند، اندک اندک رنگ می گیرند و میزان به دوضربی ترکیبی ۴/۶ تغییر می کنئ. همزمان ریتم موسیقی نیز سریع تر می شود. استفاده از سازهای بادی همزمان تصویری از غمی حماسی ناشی از فاجعه ای غریبالوقوع را منتقل می کند . اما این پایان کار نیست، در این مرحله سازهای زهی به صورت بستری ، برای صداهای قبلی آشکار می شوند و بر ترس و وحشت قطعه می افزایند. ورود سازهای بادی و زهی ( غالبا ویولن سل و ویولن) با صدایی بم و و خروج آنها و تبدیل شدن قطعه به تکنوازی مجدد پیانو در سردرگمی مخاطب را فرو می برد و بیننده در بهتی شگفت انگیز نمی تواند اتفاقات بعدی را پیش بینی کند. با ورود سازهای کوبه ای فضاهای حماسی رنگ بیشتری می گیرند و جوادی به قطعات تولید شده قبلی اش برای این سریال رجعتی دارد. دقایق پایانی این قطعه با تکرار مداوم نت ها، افزایش تونات صدایی و قوت گرفتن سازهای زهی و کوبه ای است و می تواند حامل خبری باشد که مخاطب را در انتظار فرو می برد. در واقع مخاطب در این میان هر بار در انتظار اتفاقی است که سبب پیروزی و امید باشد و هربار نا امید می شود.

آخرین بخش از این قطعه اما به دو نوازی پیانو و سازهای کوبه ای با ورود تک ضربه ای و ریتمیک می رسد . این بخش از موسیقی در واقع پیشوازی برای ورود مجدد تمام سازهای تنظیم شده است، در این بخش که با اوج گرفتن سازهای زهی همراه است، جوادی آخرین ضربه خود را به شنونده می زند و به سرعت، حماسه را منتقل می کند، حماسه ای که بسیار ظریف نوشته شده و مانند برخواستن ققنوسی از دل خاکستر است. در واقع در این قطعه جوادی از سیاهی گسترده ای آغاز می کند، نقطه ای سفید بر این صفحه می گذارد، نقطه سفید هر بار سعی در شکوفا شدن دارد و بر اثر سیاهی نمی تواند تا آنکه به ناگاه نقطه سفید را به گستردگی سیاهی پرورش می دهد. این جابجایی ها و تصاویر ساخته شده توسط جوادی بسیار هنر مندانه و پر از ظرافت سبب شده تا شنونده هر لحظه ای انتظار غافلگیر شدن را داشته باشد و این اتفاق هم در نقطه اوج این قطعه  که جوادی آن را به شکل قطعه ای آکوستیک نوشته است، در ثانیه های آخرش رخ خواهد داد.