داستان قلعه حیوانات بی شباهت به داستان چهارصندوق بهرام بیضایی نیست. این داستان نشان می دهد چه بسا چیزی که تصور می شده باعث نجات مردم بوده باعث هلاکت و نابودی آن ها می شود. این که رمان قلعه حیوانات دارای زبانی ساده و روان طنز آمیز و بسیار سرگرم کننده و جذاب می باشد و در عین حال ، بر پایه سبک نمادین و سمبلیک می باشد در واقع نویسنده به گونه ی داستان را مطرح کرده که فرد با خواندن آن پی به موضوع مطلب می برد و با صراحت و شجاعت کامل احساسات شخصی خود را در این رمان بیان نموده است.

جورج اورول با قلمی گیرا و جذاب توانسته مفهوم ذهنی اش را به خوبی به خواننده منتقل کند. او در این داستان تلاش کرده تا ظلم و استبداد حاکم بر مردم را به تصویر بکشد.

بنجامین نماد افراد بی تفاوت نسبت به وقایع جامعه است ولی در عین بی تفاوتی به بعضی از جزییات توجه می کند ولی آنطور که باید و شاید آزادی بیان ندارد. با این طرز تفکر که فقط یک نفر در جامعه می تواند تصمیم بگیرد و نشانگر طبقه ی کارگر روسیه است.

همت و اراده ی حیوانات که برای بیرون کردن صاحب مزرعه شخصی را از میان خود انتخاب می کنند تا به نمایندگی از آنها جونز را بیرون کند ستودنی است اما به دلیل انتخاب اشتباهشان روال به قبل برمی گردد حتی بدتر از آن می شود و حیوانات باز به سختی دوران گذشته برمی گردد. داستان مصداق یک مکان و زمان نمی باشد. چه بسا مردمی که برای رهایی از یک رژیم شخص دیگری را انتخاب می کنند و همان باعث نابودیشان می شود.

با خواندن این رمان به راحتی می توان هدف نویسنده یعنی انتقاد از انقلاب کارگری پرولتاریا تحت نظام سرمایه داری کمونیسم شوروی سابق به نمایندگی لنین و به ویژه استالین پی برد.

داستان در سال ۱۹۵۴ و در پی انقلاب روسیه نوشته شده شخصیت های آن نماد مردم و سران روسیه هستند که به اختصار آن ها را بررسی می کنیم.

میجر پیر: نظریه پرداز حزب کمونسیم و (مارکس و لنین ها)

ناپلئون: رهبر مستعد حزب کمونیسم ( استالین ها)

اسنوبال: رهبرانی که قربانی انقلاب می شوند. (تروتسکی ها)

باکسر: طبقه ی کارگر و محروم جامعه که پس از استفاده از آنها دور انداخته می شوند.

گوسفندان: انسان هایی که بدون هیچ آگاهی فقط شعار می دهند.

موزز: کسانی که برای تحمل سختی این دنیا پیوسته بشارت دنیای دیگر را می دهند اما این بشارت تنها برای تحمل سختی های این دنیاست. (روحانیون)

این رمان یکی از بهترین رمان ها در مکتب سمبولیک است. قلعه حیوانات به خوبی نشان می دهد که چگونه قدرت و ثروت انسان ها را تغییر می دهد و آن ها را از یک شخص دلسوز به فردی مستبد و دیکتاتور تبدیل می کند.



مطالب مرتبط