خداحافظ گاری کوپر به داستان یک فرار می‌پردازد. فرار یک انسان از محل زندگی، خود و محیطی که در آن بزرگ شده است. پروتاگانیست داستان فردی به اسم لنی است که از سرزمین زادگاهش فرار می‌کند.
فرار آغازین درون مایه داستان است لنی در سن ۲۱ سالگی است.۲۱ سالگی برای لنی سن بلوغ و انتخاب است. در شخصیت‌پردازی لنی وی را فردی رویاپرداز می‌بینیم. او در جستجوی رویاهایش فرار و مهاجرت را انتخاب می‌کند.
رشته کوه‌های آلپ نقش نمادین و سمبلیک در داستان دارند و به معنای جامه عمل بخشیدن به آرزوها می‌باشند.
یکی از کهن الگوهایی که تمام داستان روی آن بنا شده است کهن الگوی سفر است، سفر از این سوی دنیا به سوی دیگرش، سفری برای رسیدن به آرزوها.
این داستان داستانیست مونولوگ محور این مونولوگ‌ها رنگ و بوی فلسفی پیدا می‌کنند، داستان به چالش‌های فلسفی لنی جوان و انتخاب‌های وی می‌پردازد. داستان به نقش منطق و منطقی بودن حوادث می‌پردازد.
گره اصلی داستان زمانی ایجاد می‌شود که مانعی سر راه لنی قرار می‌گیرد، نحوه گره گشایی‌ها کاملا فلسفی و بر مبنای تصمیم و انتخاب است.
داستان در اتمسفری رئالیستی اتفاق می‌افتد، ستینگ داستان آمریکا و اروپای مرکزی در نزدیک کوه‌های آلپ می‌باشد. شرایط جوی متغییر است می‌تواند گرم یا سرد باشد لنی سرمای داستان را به شکلی دقیق و جزئی نگرانه توصیف می‌کند، بخش‌های موثر داستان در ستینگ سردی اتفاق می‌افتد.
لنی در جستجوی بلندی است، در جستجوی ارتفاع و آلپ مظهر این بلندی و ارتفاع می‌باشد. داستان به درون لنی می‌پردازد، درونی که خلاق و اندیشمند است.
اسم داستان خداحافط گاری کوپر است، گاری کوپر بازیگر آمریکایی و ستاره دوران طلایی سینمای آمریکاست و لنی با این دوران خداحافظی می‌کند. داستان به جوهای دانشجویی در آن دوران می‌پردازد، جوهایی که در آن افراد بسیار در مورد عقاید و تئوری‌های مختلف با هم به تبادل نظر می‌پرداختند.
یکی دیگر از اتمسفرهای پررنگ داستان جنگ ویتنام است، ستینگ زمانی داستان در جنگ ویتنام اتفاق می‌افتد. فضای روشنفکری جهان در آن دوران به شدت مخالف جنگ ویتنام بود و این مخالفت در محافلی خودش را نشان می‌داد.
لنی نیز گویی از مخالفان جنگ ویتنام است. پس از لنی جس مهم‌ترین شخصیت داستان است، اهمیتی که در ادامه داستان دیده و فهمیده می‌شود. در شخصیت‌پردازی میان جس و لنی شباهت‌های بسیاری دیده می‌شود.
نزدیکی فکری وشباهت‌های جس و لنی این دو را به هم نزدیک می‌کند، این نزدیکی یکی از نقاط عطف داستان و منجر به ایجاد روابط انسانی بین این دو می‌شود. فضای داستان با ورود جس تغییر یافته و دگرگون می‌شود.