In the year 2525
در سال ۲۵۲۵

If man is still alive
اگر مردی هنوز زنده باشد

If woman can survive
اگر زنی باقی مانده باشد

They may find
ممکن (است) آنها هم دیگر را بیابند

In the year 3535
در سال ۳۵۳۵

Ain’t gonna need to tell the truth, tell no lie
نیاز به گفتن حقیقت وجود ندارد، دروغ نگو

Everything you think, do and say
به هر آنچه تو فکر کنی، گفته و انجام داده میشود

Is in the pill you took today
تمام احتیاجات امروزت را از یک قرص بدست می آوری

In the year 4545
در سال ۴۵۴۵

You ain’t gonna need your teeth, won’t need your eyes
تو نیازی به دندانهایت نخواهی داشت، احتیاجی به چشمهایت نداری

You won’t find a thing to chew
تو نیاز نیست چیزی برای جویدن پیدا کنی

Nobody’s gonna look at you
هیچ کس نمیخواهد به تو نگاه کند

In the year 5555
در سال ۵۵۵۵

Your arms hangin› limp at your sides
بازوانت از دو طرف به پاهای (روباتیک) متصل است

Your legs got nothin› to do
پاهایت کاری برای انجام دادن ندارند

Some machine’s doin› that for you
تعدادی ماشین کارهایت را انجام میدهند

In the year 6565
در سال ۶۵۶۵

You won’t need no husband, won’t need no wife
تو نیازی به شوهر نخواهی داشت، نیازی به همسر نخواهی داشت

You’ll pick your son, pick your daughter too
تو انتخاب میکنی پسرت را ، همینطور انتخاب میکنی دختر را

From the bottom of a long glass tube
از انتهای یک لوله شیشه ای بلند (لوله آزمایشگاهی)

In the year 7510
در سال ۷۵۱۰

If God’s a-coming, He oughta make it by then
اگر خدا بیاید، او باید درست کند

Maybe He’ll look around Himself and say
شاید او به اطرافش نگاه میکند و میگوید

«Guess it’s time for the judgement day»
«فکر کنم امروز، روز حساب است»

In the year 8510
در سال ۸۵۱۰

God is gonna shake His mighty head
خدا سر عظیم خود را تکان میدهد

He’ll either say «I’m pleased where man has been»
همینطور خدا میگوید « من خواهش میکنم، مرد کجاست؟»

Or tear it down, and start again
یا اشک او روانه میشود ،و آغازی دوباره

In the year 9595
در سال ۹۵۹۵

I’m kinda wonderin› if man is gonna be alive
من متعجبم اگر انسانی باقی مانده باشد

He’s taken everything this old earth can give
خدا همه چیز را میگیرد و (مرد) فقط میتواند زمین قدیم را داشته باشد

And he ain’t put back nothing
و (خدا) هیچ چیز را بر نمیگرداند

Now it’s been ten thousand years
اکنون سال ده هزار است

Man has cried a billion tears
مرد یک میلیارد اشک ریخته است

For what, he never knew
برای چه، او نمیداند

Now man’s reign is through
اکنون انسان کاملا در سلطه است

But through eternal night
اما سلطه تاریکی جاودان

The twinkling of starlight
(و) درخشش نور ستارگان

So very far away
(از مکانی در) در دور دستها