امیر علیمی، فارغ‌التحصیل رشته مکانیک اما عکاس جوان و توانمند ایرانی است که عکاسی را در کالج مونتگومری مریلند آغاز نمود، علیمی بعد از بازگشت به ایران، به آموختن عکاسی پرداخت و از سال ۹۴ با حضور در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها، کارنامه حرفه‌ای هنری‌اش را آغاز نمود. علیمی که بیش از ۴۰ سال سن دارد، از هیجانات دوره جوانی فاصله دارد و این سبب شده تا نگاه او به اطراف به پختگی درخور توجهی رسیده باشد و فارغ از شیطنت‌ها و کودکانگی جوانان امروزی، در قامت یک عکاس مستند، توجهش را معطوف روتین و چالش‌ها و تصادم‌های انسان معاصر ایرانی کرده است، نکته‌ای که علیمی آن را در ارتباط تنگاتنگ با فضای شهری دیده است و از همین رو نیز فضاهای شهری برای او نکته قابل توجهی بوده‌اند.
بخشی از این آثارش را علیمی در نمایشگاه خیابان ولیعصر گردی به مجموعه گردانی مهدی وثوق نیا در گالری راه ابریشم سال ۹۵ ارائه داده است. جدا از این علیمی در بیش از ۱۰ نمایشگاه فردی و گروهی و چندین حشنواره داخلی نیز حضور داشته است و عضو انجمن عکاسان ایران و انجمن عکاسان آمریکا نیز هست.
مجموعه‌ای که با هشتگ ولیعصر نگار می‌توان در صفحه شخصی امیر علیمی یافت، مجموعه تصاویری است که بخشی از آن در نمایشگاه خیابان ولیعصر گردی به نمایش گذاشته شده‌اند. برای نگاه به ولیعصر نگار، می‌توان مجموعه عکس‌های این سری را به دو بخش تقسیم نمود. بخش اول مکان نگاری‌های علیمی هستند که علیمی تمرکزش را بر روی فضاها و ساختمان‌ها گذاشته است و بخش دوم، تیپ نگاری‌ها هستند که علیمی در آنها، بیش از خیابان ولیعصر، به سوژه‌های انسانی مقابل دوربینش توجه داشته است، چیزی که باعث شده در نگاه اول بتوان این انتقاد را به علیمی وارد کرد که دو بخش این مجموعه نه تنها کمی با هم بی‌ارتباط هستند، بلکه در دل هر بخش نیز رفتاری یکسویه دارند. برای مثال در تصویری که می‌توان آن را شادمان نامید، ردی از حضور افراد و یا ارتباط مردم با فضای عکس دیده نمی‌شود، این اتفاق کمابیش در تصویر ساختمانی با پنجره شکسته شده نیز رخ داده است، هرچند در تصویر دوم با سوژه‌های انسانی که در حال عبور از کادر هستند روبرو هستیم، اما ارتباطی میان مکان و افراد رخ نمی‌دهد و موقعیت دو سوژه نسبت به هم در تصویر مشخص نیست .
البته باید اذعان داشت، شاید همین ابهام موجود در ارتباط، در واقع ارتباط بین سوژه‌ها در این کادر نسبت به ساختمانی رها و متروکه باشد، که به وضوح می‌توان گَرد روزها و زمان‌های سپری شده را در آن مشاهده نمود، اتفاقی که در تصویر شادمان رخ نمی‌دهد و خلا سوژه انسانی، شاید به عمد، اتفاقی تاثیرگذار در کادر تصویر است که به خالی بودن حضور و آمدها و فقدان زندگی در محل شادمان به عنوان یک واحد تجاری خاطره‌انگیز و قدیمی در خیابان ولیعصر اشاره دارد، اشاره‌ای که علیمی با کمی واید تر بستن کادر به آن دامن زده است. در دو طرف شادمان، دو واحد تجاری فعال دیده می‌شود که تنها گوشه‌ای از آن‌ها در ترکیب است و در جنب شادمان، بلوک‌های افتاده روی هم و تابلوی خیابان ولیعصر بر روی دیوار، متروکه‌ای در میان فروشگاه‌هایی که هنوز حضور و گرمای رفت و آمد انسان‌ها را لمس می‌کنند، این کمی واید تر کردن کادر، از نکته‌های درخشان در قاب‌بندی این تصویر است که با تکنیک ساده و قدیمی علیمی، یعنی مرکز نگاری نیز همخوانی دارد.
علیمی این تکنیک را در عکس مرد روزنامه به دستش در نمایشگاه خیابان ولیعصر گردی، عکس دختری در مترو تئاتر شهر، و صندلی بتنی تئاتر شهر نیز انجام داده است. او با کاشتن سوژه در وسط تصویر – برخلاف تصویر شادمان – ارتباط سوژه‌اش را با محیط اطراف کمرنگ می‌کند و سوژه را به خورد مخاطبش می‌دهد، به نحوی که به سختی می‌توان پذیرفت مخاطب علیمی در این تصاویر بتواند روی سوژه دیگری تمرکز کند.
شاید درخشان‌ترین تصویر در میان عکس‌های این مجموعه همین تصویر صندلی بتنی تئاتر شهر باشد. حداقل در این تصویر، ارتباط عمیق‌تری میان محیط مصنوع – صندلی های مدور بتنی محوطه تئاتر شهر – و افراد شکل گرفته است، از مرکز نگاری سوژه انسانی – مانند تصویر مرد روزنامه بدست – فاصله گرفته شده و قاب مانند قاب‌های یک تصویر مستند شهری – اجتماعی بسته شده است. در واقع برای کسانی که ساعاتی از روز گذرشان به تئاتر شهر و صندلی‌های نوستالژیک و معروفش افتاده باشد، دیدن تصویری مانند آنچه که علیمی ثبت کرده، بسیار عادی است و به وضوح نمایانگر برخوردها و تصادم‌های انسانی و محیط مصنوع پیرامون هستند، هرچند محیط پیرامونی برای علیمی، در این تصویر، صندلی‌ها هستند – هرچند بایست از نظر گذراند که برای مخاطب آشنا، این صندلی‌ها به تنهایی معرف تمام فضای اطرافند – هرچند این اتفاق در تصویر دختری در مترو، به شکلی واید تر و با تصویرسازی زیاد در محیط پیرامونی رخ می‌دهد، اما باز جنس ارتباط بر قرار کردن فرد با محیط، از همان جنس است.

نکته در خور توجه دیگر اما، جدا از نگاه علیمی به سوژه و سوژه پردازی‌هایش، تکنیک اوست. علیمی به خوبی با فرم نگاری آشناست و خط برش فضاها را می‌شناسد و اتفاقا وقتی به برش‌های کادرش می‌رسیم، هرچند در تصاویر مختلف یکسان نیستند، اما چه در برشی منظم مانند دختری در مترو، و چه در برشی نامنظم مانند عکس شادمان، برش‌های علیمی بسیار هارمونیک و با دقت رقم خورده‌اند و به سختی می‌توان لحظه‌ای را در عکس‌های این مجموعه‌ی علیمی یافت که اتفاقی رخ داده باشد.علیمی از آن دسته گنگسترهایی ست که بخوبی می‌داند کِی باید ماشه را چکاند – ساده‌تر، از آن دسته عکاس‌هایی است که به خوبی می‌داند کِی می‌بایست شات زد. شات‌های شسته رفته علیمی، در کنار سردی رنگ‌ها، فاصله گرفتن از اغراق بر روی رنگ‌آمیزی، پالت رنگی اثر و تمرکز رنگی، عدم تلاش برای نمایش اگزجره هایلایت‌ها و سایه‌ها و کار فارغ از سایر تکنیک‌هایی که عکاسان امروزی بکار می‌برند تا سوژه‌ای نه چندان قدرتمند را‌، به تصویری تاثیرگذار تبدیل کنند، باعث می‌شود تا او نه یک ادیتور قدرتمند، بلکه یک عکاس توانمند باشد، عکاسی تمیز و مسلط، بی‌نیاز به نرم‌افزارهای ادیت!

صفحه‌ی اینستاگرام آقای امیر علیمی