داستان گودمن براون جوان درست و به مانند نامه اسکارلت از داستان‌هاییست که به زندگی پیوریتن‌های مهاجر در آمریکای جوان می‌پردازد.
ناتانیال هاوثورن نویسنده داستان شک و تردید را در جای جای داستانش قرار می‌دهد. گودمن براون جوان از پیرنگ جستجو تبعیت می‌کند. شخصیت محوری داستان فردیست که گودمن براون نام دارد.
تفاسیر را می‌توان از نام آن شروع کرد. گودمن به معنای مرد خوب است. یعنی جوانی که دارای صفات نیکو و سجایای اخلاقی می‌باشد. و براون اشاره به رنگ قهوه‌ای دارد.
داستان گودمن براون جوان از الگوی به هم خوردن نظم در همان آغاز داستان تبعیت می‌کنند. در ابتدای داستان گودمن براون را جوانی موجه می‌یابیم که گویی همه چیز زندگیش در بهترین شرایط خود قرار دارد.
او بر مبنای تعاریف و ارزش‌های جامعه پیوریتن است که انسان خوبی تعریف می‌شود، اما اگر خود این ارزش‌ها زیر سوال بروند چطور؟
در جستجویی که طی آن گودمن براون به جنگل می‌رود سوی دیگری از حقایق و ارزش‌ها به نمایش گذارده می‌شوند. این همان لحظه‌ای است که شرایط با ثبات مقدمه داستان از بین می‌رود و گره داستان آغاز می‌گردد.
بر مبنای تحلیل‌های روانشناختی یونگی/ فرویدی جنگل نماد سوی پنهان و تاریک جامعه است چیزی که در یک جامعه پشت ریاکاری پنهان شده است.
ناتانیال هاوثورن علی‌رغم آنکه در یک جامعه پیوریتن بزرگ شده بود آن را جامعه‌ای ریاکار می‌پنداشت و آرایی انتقادی نسبت به آن در کتاب‌هایش منتشر کرد.
جنگل نماد تمام آن چیزی است که آنها با ریاکاری قصد پنهان کردن آن را دارد. در جستجویی که گودمن براون جوان آغاز می‌کند همه چیز به ضد خودش بدل می‌شوند.
گودمن براون بر مبنای دو قطبی‌هایی نوشته شده است. طی این دو قطبی‌ها یک سری از عناصر مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. یکی از دو قطبی‌ها دو قطبی شهر و جنگل است.
در آغاز داستان و از سوی اجتماع پیوریتن شهر نماد تمدن تعریف می‌شود، شهر را می‌توان به نوعی مظهر جامعه الهی دانست. جامعه‌ای که توسط خداوند کنترل می‌شود و مردمانش توسط وی هدایت شده‌اند.
و جنگل قلمروی شیطان تعبیر می‌شود. چرا که توسط خداوند و دنیای پیوریتن هدایت نگشته است.
دوگانه دیگری که در داستان است دوگانه تمدن و طبیعت است. باور پیوریتن‌ها برخلاف رمانتیک‌ها است، به بیان دیگر می‌توان گفت طبیعت در فلسفه پیوریتنیسم دون پایه و بی‌ارزش تعریف می‌شود هر چند که در ادامه نگاه انتقادی هاوثورن طبیعت اصالتی بیشتر می‌یابند و همین امر باعث شده است که این اثر هاوثورن در برخی از تقسیم‌بندی‌ها در زیرشاخه رمانتیسم سیاه تعبیر شود.
همسر گودمن براون جوان “فیث” نام دارد و “فیث” به معنای ایمان است. ایمان در آغاز داستان و پیش از شکل‌گیری گره، زنی معصوم ترسیم می‌شود، اما در جستجوی گودمن براون در داخل جنگل ایمان تصویری متضاد می‌یابد و گودمن براون در پایان سفر فیث را از دست می‌دهد.
این عصاره و نتیجه سفر است. گودمن براون با حضور در جنگل ایمانش را از دست می‌دهد. ایمان به عقاید مذهبی جامعه‌اش و ایمان به خیر و شر تعریف شده در جامعه‌اش.
در واقع هاوثورن اتکاپذیری عقاید را زیر سوال می‌برد، دو قطبی‌ها از دید او بیهوده و شبیه به هم به نظر می‌آیند. این را ما می‌توانیم در تصویر ترسیم شده از شیطان ببینیم. هاوثورن آشنایی‌زدایی از شیطان را انجام می‌دهد.
دیگر شیطان موجودی با هیبت کریه و حاوی قدرت‌های خارق‌العاده ترسیم نمی‌شود. شیطان به نظر بدخواه و بد طینت نمی‌آید بر عکس شخصیتی ترسیم می‌شود که استدلال می‌کند و جاذبه‌های شخصیتی هم دارد.
این ترسیم به منظور اثبات این امر است که دو قطبی‌ها اساسا مشابه یکدیگرند. در واقع و در یک جمله می‌توان گودمن براون جوان را انکار تعاریف مطلقی نظیر خیر و شر و …. در جوامع بشری به شکل کلی و جامعه پیوریتن به شکل خاص دانست.