بهرام بیات را بایست ادامه‌ای از نسل اول هنرمندان و عکاسان نوگرای ایرانی دانست که موفقیت‌هایش سبب شده تا زودتر از پیشینیان به شهرت برسد. بهرام بیات متولد سال ۱۳۷۵ در زنجان است و در ۲۳ سالگی، مدال طلای FIAP را به خود اختصاص داد تا به عنوان یک هنرمند جوان، موفقیت‌هایش جلوتر از حرفه و تجربه‌اش حرکت کند. بیات که تا کنون در بیش از ۳۰ نمایشگاه عکاسی حضور داشته و از عکاسان جوان فعال ایران بشمار می‌رود، دارای جایزه جشنواره عکس آگورا نیز هست، تابلوی ” عاشیق فتاح ” بیات در این جشنواره مقام نخست را کسب کرد.
یکی از آثار زیبای بیات، تابلو عکس ” کبوتر و کبوتر بازی ” است. بیات این تصویر را در یکی از مغازه‌های کبوتر فروشی ایلام ثبت کرده است. در این اثر صاحب مغازه در حالی که کبوتری را در دست دارد، در مرکز کادر جا گرفته است. بیات این عکس را بصورت سیاه سفید گرفته است که به اثرگذاری اثر کمک شایانی کرده است، با نبود رنگ، بازی نور و سایه و در کنار آن کنتراست و هایلایت، نقش بسیار مهم‌تری ایفا می‌کنند.
از این رو نکته بارز اثر، استفاده از نورپردازی مصنوعی فروشگاه‌ست که در پشت سر کبوتر قرار گرفته و روشنایی موضعی در سقف و البته تصویری شکوهمند و پر طمطراق از لحظه باز بودن بال کبوتر ایجاد کرده است. سفیدی یا در واقع روشنی رنگ بدن کبوتر، در ادامه روشنایی لامپ و سقف اطراف است که در مقایسه با فضای پیرامونی فروشگاه، لباس و بدن مرد فروشنده، کنتراست زیرکانه‌ای برای اشاره به موضوع ایجاد کرده است. این کنتراست، به شکلی مفهومی در میان زیبایی و شکوه کبوتر و فضای کثیف، خرابه و نامناسب فروشگاه نیز وجود دارد. کنایه‌ای که مخاطب اصلی این پدیده اجتماعی را واضح می‌سازد. مخاطبی که کبوتر برایش نه یک حیوان خانگی، بلکه یک آیین و سنت بسیار محترم است، علاقه‌مندان این کار، طرفدارانی دو آتشه و افراطی هستند که هویت‌شان کاملا تحت تاثیر این مسئله قرار دارد، تا حدی که حتی بی چهره، با کبوترهایشان شناسایی می‌شوند، حتی اگر کبوتری مقابل صورتشان باشد.
با این تکنیک نه تنها بیات کنایه مفهومی خود را بیان کرده است، بلکه مانند آثار رنه مارگریت به یک رئالیسم جادویی در ایجاد کنجکاوی برای مخاطب دست زده است، که نامشخص می‌سازد مردِ سوژه چه سنی دارد، چه قیافه‌ای دارد و با چه هویتی باید او را شناخت، هویت او اهمیتی ندارد چراکه او یک کفترباز است و هویت او چیزی جز کفتر باز بودن نیست. در نتیجه شخصیت اصلی، هویت ذاتی خود را از دست می‌دهد و در نقش کبوتر جای می‌گیرد.
نکته‌ی دیگری که باعث شده تا این اثر از لحاظ دیداری به نقطه اتکای قابل تاملی برسد، تکیه‌ی بیات بر روی پرسپکتیو فضا و دامن زدن به این پرسپکتیو است، خطوط پرسپکتیو یک نقطه‌ای اتاق، حرکت کلی فضا سازی را به سمت شخصیت مرد می‌برد، در یک حرکت بازگشتی، به داخل و به سمت بیرون – کبوتر – باز می‌گردد، این اتفاق تا حدودی بصورت ورتیکال نیز میفتد و همین خطوط باز هم، وضعیت راهنمایی و حرکت چشم بیننده را بر عهده دارد، حرکتی که موکدانه سوژه را بارز می‌سازد و آن را برجسته‌تر می‌کند. سوژه‌ای که در یک رئالیسم جادویی شگفت‌انگیز ثبت شده است.
بهرام بیانِ این راهکار و روند را در آثار دیگری نیز دنبال کرده است. در عکس مرد و ابر، باز هم تصویر رئال جادویی بیات، قابی مانند آثار مارگریت دارد. فضاسازی ساده بیات و نگاه به سوژه‌ای که حداقل اطلاعات از او به ما می‌رسد، با این حال ذهن انسان، دست از تحلیل کردن نمی‌کشد، خصوصا اگر تصاویر در مرتبه‌ای از مرموز بودن باشند، مانند مردی که نمی‌دانیم کیست یا چه قیافه‌ای دارد و یا چند ساله است، مردی که تنها از پشت دیده می‌شود. نکته دیگر در این خصوص مشخص نبودن ارتباط‌هاست، ارتباط بین مرد و مزرعه و مرد و ابر و هر سه عنصر در کنار آسمان صاف مبهم است، هرچند می‌توان مرد را در میان مزرعه، تنها و یکه دانست، مردی مرموز که جدا و تک افتاده است و متناظر با آن، همزاد آسمانی‌اش، تکه ابری در هوای صاف و بدون ابر!
یکی از نکات تکنیکی قابل توجه در این اثر نظام قاب‌بندی و فضاسازی ۴ خانه است. در این اثر دو محور عمده وجود دارند. محور عمودی و افقی که هردو از وسط اضلاع کادر می‌گذرند و یک چینش کاملا منظم و مینیمال را – درست مانند خود تصویر – ایجاد می‌کند. آسمان و مزرعه به یک نسبت، و نیمه مرد و ابر در هر دو سمت چپ و راست به یک نسبت تقسیم شده‌اند تا تاکیدی بر هیچکدام نباشد؛ بلکه این عناصر و پدیده‌ها، فارغ از قضاوت و ارزش گذاری در کنار هم می‌توانند حادثه یا پیام مورد نظر را رقم بزنند.
هرچند تکنیک‌های بیات در کادر دوربین بستن، بکارگیری نور و سایر ویژگی‌های تصویری غیرقابل چشم‌پوشی است و این‌ها او را در زمره هنرمندان درخور تحسین قرار می‌دهد، اما برای بسیاری که فضای متفاوت و دنیای دیگری از عکاسی را در ذهن دارند، و عکاسی برای آن‌ها در مرتبه متفاوتی تعریف می‌شود، چینش‌های فضایی بیات، تلاش برای ایجاد سوژه و نه یافتن آن، بازنمایی کاذب و صحنه‌سازی‌های این عکاس برای شات زدن، ارزش کار او را در مرتبه‌ای بسیار سطحی‌تر قرار می‌دهد و عکاسی او نه از جنس درخشان شاهکارهای عکاسان جنگی یا خیابان و مانند این‌ها، که از جنس ساختن فضاست نه یافتن آن، بنابراین از این نگاه، بیات را در بسیاری از آثار تصویری‌اش می‌بایست یک هنرمند چیدمان، یا صحنه‌پرداز دانست، نه عکاس.
صفحه‌ی اینستاگرامِ آقای بهرام بیات